یکی از چیزهایی که راجع به فیلم ممنتو عجیبه، اینه که بیماری شخصیت اصلی رو اشتباه میگه! لیونارد "فراموشی پیشرونده" داره، نه اختلال حافظه کوتاهمدت. چرا این رو میگیم؟ برای اینکه اگر کسی حافظه کوتاهمدتش ایراد داشته باشه اتفاقات رو همون لحظه که در حال رخ دادن هستن نمیتونه در ذهن نگهداره، ولی شخصیت این فیلم به راحتی حدود پنج دقیقه (یکی از سکانسهای فیلم) اطلاعات رو حفظ میکنه و با دیگران ارتباط میگیره اما در ادامه قادر نیست اونها رو به حافظه بلندمدت منتقل کنه برای همین به کارهایی مثل خالکوبی روی میاره.
نمیدونیم نولان میخواسته با اینکار آدمها رو گیجتر کنه یا یه اشتباه صادقانه اتفاق افتاده. :)
(یادمه خودم دقیقاً ترمی که روانشناسی شناختی داشتم و درمورد حافظه میخوندیم ممنتو رو دیدم و حقیقتاً علاوه بر داستان بهخاطر نامگذاری اختلال دچار سرگیجه شده بودم.)
"پِیوَست"
بچهها یه کیدرامای سافت ولی پرکشش میشناسین بهم معرفی کنین؟ :> معنادار باشه https://eitaa.com/nashe
- شاید فردا
- مامان بد
- Our movie
- Melo movie خوبه به نظرم اگه ندیدی.
- سقوط بر روی تو رو ک دیدی؟
- آجوشی من =)
البته که اونقدر سافت نیست ولی ملودرامه. احساسات در آجوشی من بسیاااار واقعین.
~ ممنون بچههااا
اولی رو پیدا نکردم، "فردا" رو دیدهم که مربوط به مرگ بود
همون شب "فیلم ما" رو دانلود کردم امیدوارم خوشم بیاد 🙏
آره سقوط عشق رو دیدهم 🤝✨
آجوشی من اصلا سافت نیست 😭 خیلی سنگینه احساساتش منظورتون چیه 💘
- We are all trying here رو دیدی؟ :>
~ بلهه :) اتفاقاً خیلی برام خاص شد که تعریف میکنم.
"ما همه داریم تلاش میکنیم" درمورد یکی از اعضای گروه تحصیلکردهی رشتهی کارگردانیه که برخلاف سایر دوستانش هنوز نتونسته هیچ فیلمی بسازه و به اصطلاح دبیو کنه، بنابراین در نظر اطرافیان یه بازنده ست و خودش این احساس بدی که داره رو در لذت بردن از شکست دیگران نشون میده و با زیاد حرف زدن خودش رو خالی میکنه؛
'هوانگ دونگمن
'احتمالاً قراره یه بخشی از همه ماها رو نشون بده که سعی در قایم کردنش داریم، بخشی که سرخورده و بازندهست ولی امیدواره و ادامهدهنده. از اونطرف 'بیون اونآه' رو داریم که با دونگمن کنتراست ایجاد میکنه، یه منتقد فیلمنامه و نویسندهست که با وجود تیرگیهایی که اطرافش رو گرفته، همچنان روشن مونده و موقرانه دربرابر زخمزبانها محکم میایسته، وقتی که لازمه پاسخ میده یا درصورت لزوم نادیده میگیره ولی بهرحال خودداره و تجربیاتش رو تلخ یا شیرین با هرکسی درمیون نمیذاره. من فکر میکنم هرکدوم از این دو شخصیت اصلی اونچه که دیگری نداشت و در آرزوش رو بروز میدادن و همین علت کشیدهشدنشون به سمت هم بود، همین هم باعث شد تا انتهای سریال نسخهی بهتری از همدیگر رو بیرون بکشن. اما دلیلی که برای من خاص شد این بود که دیدنش دقیقاً مصادف با زمانی شد که من درمورد "سایکودراما" میخوندم و در این رویکرد رواندرمانی، روانشناس 'کارگردان' نام میگیره و در جلسات درمان 'نمایش روانی' رو پیش میبره، برای همین تصور میکردم خودم میتونم 'کامدوکنیم' صدا بشم و به خاطر همین تجربه نزدیکتری با سریال داشتم و ارتباط برقرار کردم. =)🎬 #we_are_all_trying_here
"شیطان پرادا میپوشد ۲" فقط ماستمالی و لاپوشونی کل شوق و انگیزهی اصیل فیلم اول بود.
در فیلم اول دیدیم اندی چطور از رانوی که آرزوی خیلیها بود رفت که روی پای خودش بایسته و از هیاهوی دنیا، توی چشم بودن، از "شیطانی" که در برندپوش بودن نهفته دور بشه و در انتهاش به خونه و فرد دوستداشتنیش و به هویتش برمیگرده.
اینجا اما تو حس میکنی انگار شرکت فیلمسازی در باتلاق گیر کرده و داره دست و پا میزنه تا غرق نشه، چون ایده خوب نداره یک فیلم قدیمی مورد اقبال رو از صندوقچه عتیقههاش بیرون کشیده تا همهچیز درموردش رو وارونه کنه و سعی کنه خلاف فیلم پرفروش قبلی آدمها رو با ادای جذابیت درآوردن جذب رویای آمریکایی کنه!
پروتاگونیست فیلم قبل که رشد شخصیتش رو دیدهبودیم برمیگردونه و اینبار او رو میفرسته دنبال نجات چیزی که پیشتر ازش متنفر شده بود و کاری میکنه صرفاً بهخاطر منفعت کنونی، همه تلاش گذشتهش رو زیر سوال ببره.
البته شاید این منم که احساس خوب فیلم اول رو به اشتباه طبق تفکرات خودم تفسیر کردهبودم ولی در فیلم دوم احساس میکردم فیلمساز اسباببازیهای قدیمیش رو از سطل درآورده و کلاژِ کاریکاتور گونهای ازشون درست کرده و مثل بچه بهت میگه باید دوستش داشته باشی!
#the_devil_wears_prada_2
"پِیوَست"
"شیطان پرادا میپوشد ۲" فقط ماستمالی و لاپوشونی کل شوق و انگیزهی اصیل فیلم اول بود. در فیلم اول د
بعد آخه جالبه که اسم فیلم هست شیطان پرادا میپوشه، بعد آخرسر اندی همدست شیطان و نوچههاش میشه 😂
چه عقبگردی کارگردان، دست مریزاد. 👏
+ https://eitaa.com/PostScript/1285
معلومه که میخونیم (من که خوندم) فیلم رو ندیدم ولی این بلایی عه سر خیلی از فیلما میارن. نسخه ی اول پر فروش بوده پس یه جورایی فروش دومی هم تضمینی عه پس میان و یه چیز آبکی میسازن چون داستان خاصی ندارن (فیلما و انیمیشن های الان به سختی پیش میاد داستان خوبی داشته باشن، معمولاً اکثر کارگردان ها و نویسنده ها ایده جدید نمیدن) و میان با چیزهای الکی فیلم رو جذاب کنن یه مشت عقیده هالیوودی و اینا هم میچپونن توش و میشه اینجوری (البته نظرات شخصی خودمه)
~ ممنون که میخونی و آره واقعاً همینطوره
چندسال اخیر تجدید یه فیلم قدیمی برای شماره دومش خیلی رواج پیدا کرده و اکثراً هم به خوبی اولی نیستن.
+ https://eitaa.com/PostScript/1284
موافقم. برای یه بار دیدن و محض سرگرمی فیلم جالبی بود ولی به عنوان یه بازسازی غیرمنتظره از ایدهای که ۲۰ سال پیش مطرح شده واقعا یه شکست بود. شکاف بزرگی بین قسمت اول و قسمت دوم وجود داشت و انگار از نو یه فیلم جدید ساخته بودن. فقط با این تفاوت که گویا چندتاشون تصادفا همو میشناسن. تو فیلم اول زندگی شخصی اندی نقش مهمی داشت. تقریبا کل فیلم و نصف درگیری اون تحت تاثیر رابطهش با اطرافیانش بود.
~ واقعاً همینه، چه خوب گفتی که شکافشون چه به لحاظ زمانی و چه داستانی اونقدر زیاد بود که انگار فیلم جدیدی با آشناییهای تصادفیه.
+ ولی تو فیلم دوم کلا اون بخش رو ریختن دور و فقط یکی از دوستای قدیمیش رو در حد چند تا صحنه نگه داشتن و جدیدها هم حضور کاملا سطحیای داشتن. شخصیتا کاریکاتوریتر شده بودن و کیفیت داستان و باورپذیریش کمابیش در حد این رمانای بیسروته اینترنتی بود.
از اون فیلمایی بود که کاش میذاشتن خاطرهی نسخهی اول دست نخورده بمونه. نه چون اون شاهکار بود. چون این دومی علیرغم اینکه با پیشرفت تجهیزات و تجربه قرار بود نسخهی بهتری باشه حتی به تصویر اولی هم ضربه زد.
~ دقیق + اینکه یه فیلم دلخواه تسلیبخش (comfort movie) رو بعد از اینهمه سال تجدید کنی ولی به میراثش وفادار نمونی خیلیه.