همه این پاراگرافهایی که جدا کردم از صفحات اولیه کتابن و در ادامه بیشتر به روابط زوجین و توضیح رویکرد درمانیای که خود نویسنده ابداع کرده (EFT یا درمان هیجانمدار) پرداخته میشه و ادعا میکنه افرادی که این کتاب رو میخونن هم میتونن برای بهتر شدن روابطشون از گامهایی که شرح میده استفاده کنن. اگرچه خودش بیشتر از الفاظ همسر و زوج استفاده میکنه ولی تا اینجا که من تقریباً ¼ کتاب رو خوندم بهنظرم میاد که میشه در سایر روابط عاطفی نزدیک هم از نکاتی که گفته میشه بهره برد.
#book
📪 پیام جدید
الان در حال دیدن چه فیلمی یا سریالی هستی ؟ پیشنهاد کنم میبینی؟
~ سریالهایی که پروندهشون هنوز بازه برام:
از چند قرن پیش دارم welcome to Samdalri رو میبینم و هنوز کلیش مونده، سریال when the phone rings که درحال پخشه، this is us زیبا که یکماهه رسیدم به دو قسمت آخرش و نتونستم با خودم کنار بیام و تمومش کنم.
فعلاً نمیرسم حتی همینا رو هم ببینم، سرم خلوتتر شد حتماً ازتون میخوام بهم معرفی کنین. ✨
"پِیوَست"
نکته دیگه که شاید حاوی اسپویل باشه اینه که شاید یکی از قلهای اون دوقلوی یتیمخونه منشی پارک باشه م
درست گفته بودم آره؟ 😃
(هنوزم مطمئن نیستم چی شد)
وقتی تلفن زنگ میزند هم تموم شد. نمیدونم مشکل از منه یا از کیدراما که جدیداً دیگه زیاد باهاشون کنار نمیام و بهنظرم خیلی ناپختهن و بهم نمیچسبه دیدنشون. نظرات رو درموردش خوندم و خیلیها ازش به عنوان یکی از بهترین سریالهای ۲۰۲۴ یاد کردن ولی براساس تجربهی من قسمتهای ابتدایی خیلی خوب بود تا زمانی که دوباره موضوع به عشق کودکی برگشت و هویت مجرم آشکار شد، از اون به بعد حتی دیگه اسم سریال باهاش همخونی نداشت تا توی پنج دقیقه نهایی دوباره یه اشاره بهش شد.
از لحاظ غیرعقلانی و منطقی بودن هم که راجع بهش حرف نزنیم بهتره، پیشنهاد نمیکنم.
#when_the_phone_rings
#kdrama
من زیاد اهل پادکست نیستم، یعنی معمولاً بیشتر اهل دیدنم و خوندنم تا شنیدن. داستان مفصلی داره که چیشد این رو گوش کردم. مختصر بگم توی این پادکست دکتر استاین نویسنده کتاب "نقشهی روح" که درباره نظرات یونگ هست، از دیدگاه روانتحلیلگری یونگ کل آهنگهای آلبوم "نقشهی روح: پرسونا" رو تحلیل کرده بود و این برام خیلی جالب بود! همیشه میخواستم بیشتر دربارهش (یونگ) بدونم ولی راستش رو بگم تا یهجاهایی داشت جذبم میکرد ولی درنهایت میشه گفت ناامیدم کرد.
#podcast
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/PostScript/683 کلا این مجموعه پادکست رو دوست نداشتی ؟ یا فقط این ایپزود رو ؟ چون منم حس خوبی نگرفتم از کل مجموعه
~ چندجا دیده بودم گفتهن که این اپیزود از خوباشه، همین اولیش بود که شنیدم و حس خوبی نگرفتم.
📪 پیام جدید
دلیل اینکه دوست نداشتی چی بود؟
~ جوری بود که انگار فضاش برای من نبود. تاریک بود، بیامید، بیخدا. افرادی دورهم نشسته بودن که زندگی رو باخت میدیدن و همدیگه رو بازنده، همهاش هم از تلخیها میگفتن. نمیدونم دقیقاً اسم احساسی که بهم داد رو چی بذارم، فکر کنم انزجار خوب باشه. البته نمیتونم بگم یک نقطهی عطف هم نداشت ولی درکل اصلاً به مذاق من خوش نیومد.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/PostScript/685
درسته..
انگار ایده شون این بود که بگن قرار نیست همه خیلییی خفن و قهرمان و ستاره بشن تو زندگی
که غلط هم نیست، اما نتونستن جور خوبی بیانش کنن
من اگه بنیانگذارش بودم با همین تایتل شاید، داستان و فضا رو جوری پیش میبردم که بازنده ی دیگه ای مثل من مثلا که تو زندگی با شکست ها و ناراحتی های زیادی مواجه شده یه تلنگری بخوره که آها ؛ راست میگه، با وجودی که فلان مشکل بود اما عوضش یه مادر داشتم که براش مهم باشم، یه خونه داشتم که زیر سقفش بتونم گریه کنم
یا فلان اتفاق بامزه افتاد که راجبش کلی خندیدم و فلان کیک خوشمزه رو قورت دادم
~ شاید هم چنین مفهومی در حال شکلگیری و انتقال بود چون من حدفاصل بین دانشگاه تا خونه که میاومدم بهش گوش میدادم، اون وسطها دلم میخواست داد بزنم من بازنده نیستم! اون چیزهایی که تعریف میکردن در اکثرش رنگ تیرهی بیخدایی جریان داشت و من خوشحال بودم که زندگیم اون شکلی نیست. (احتمالاً منظور شما از تلنگر زدن چیزی والاتر از این بود، من هم انتظار بهتری داشتم)