eitaa logo
کانال بستجی♨️
4.9هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نقاشی نابینا شاهکارهایی خلق کرد. کسی پرسید: "چگونه رنگ‌ها را می‌شناسی؟" او گفت: "من احساس می‌کنم، نه می‌بینم." توانایی واقعی از دل برمی‌آید، نه چشم‌ها. @Postchi1
🍉 ♦️مسافری زیر باران از دهكده كوچكی می گذشت. خانه ای را دید كه در حال سوختن بود و مردی در وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود. مسافر فریاد زد : هی! خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : می دانم. مسافر گفت: پس چرا بیرون نمی آیی؟ مرد گفت: آخر بیرون باران می آید. مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو می كنی! «خردمند كسی است كه وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترك کنند Channel: @Postchi1
به این فکرنکنید... که چه روزایی روازدست دادید! به این فکرکنید که چه روزایی رو نبایدازدست داد! امروز را... با افکار گذشته خراب نکنیم Channel: @Postchi1
@Postchi1 ♦️خبرنگاری مدام در تعقیب آلبرکامو (نویسنده الجزایری مقیم فرانسه) بود تا از آخرین آثار کامو باخبر گردد تا بلاخره آلبرکامو را در تریایی در پاریس ملاقات کرد و در اولین سوالش از او پرسید: اگه به شما بگویم که لازم است کتابی درباره جامعه بنویسید آن را می پذیرید؟ و یا با آن مخالفت میکنید! آلبرکامو پاسخ داد: البته که قبول میکنم،این کتاب صد صفحه خواهد داشت که نود و نه صفحه آن سفید است و هیچ چیز در آن صفحات نوشته نمیشود. اما در پایان صدمین صفحه مینویسم تنها وظیفه انسان عشق ورزیدن است! عشق ورزیدن! 🔰برگرفته از کتاب لطفا گوسفند نباشید به اهتمام Channel: @Postchi1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ازحکيمي پرسيدند: چرا از کسي که اذيتت ميکند انتقام نميگيري؟ باخنده جواب داد: آيا حکيمانست سگي را که گازت گرفته گاز بگيري؟!!!! Channel: @Postchi1
@Postchi1 ♦️پیرمردی با لبخند باز کناردیوار کوچه نشسته بود انگار من نیامده به من لبخند زده بود. کوچه ما سرازیری تندی دارد و پیرمردی هر روز در ابتدای کوچه، در انتهای سرازیری می نشیند. با خود می گویم امروز از او می پرسم به چه می خندی؟! باز تند ازکوچه پایین آمدم اما انگار او رفته بود انگار سراشیبی را تمام کرده بود و باز انگاری لبخندی برای من جا گذاشته بود. *** کوچه ما هنوز سراشیبی تندی دارد اما من دیگر نمی توانم تند پایین بیایم، گاهی که نفسم می گیرد می نشینم و به بچه های که تند و تند پایین می آیند می خندم. دیروز پسربچه ای از من پرسید بابابزرگ چرا می خندی؟! Channel: @Postchi1
هر عادتی مانند یک نخ نازک است. اما هربارکه یک عمل راتکرار میکنیم ما این نخ را ضخیمتر میکنیم وباتکرار، این نخ تبدیل به طناب ضخیم میشود که برای همیشه به دورفکر و عمل ما می پیچد Channel: @Postchi1
@Postchi1 ♦️روزی محمد علی پاشا، حاکم مصر، از کوچه ای عبور می کرد. در سر راه خویش، پسر بچه نُه ساله ای را دید. به او گفت: «سواد داری یا نه؟» پسرک جواب داد: «قرآن را خوانده ام و تا سوره انا فتحنا راحفظ کرده ام.» پاشا از این پسر خوشش آمد و یک دینار طلا به او بخشید. پسرک، سکه را بوسید و پس داد و گفت: «از قبول این معذورم.» پاشا با تعجب پرسید: «چرا؟» طفل گفت: «پدرم سخت مرا تنبیه خواهد کرد زیرا می پرسد که این سکه طلا را از کجا آورده ای؟ اگر من بگویم که سلطان پاشا به من لطف کرده، می گوید که دروغ می گویی چون لطف و بخشش سلطان از هزار دینار کمتر نیست.» پاشا از هوش و زکاوت او متعجب گردید و پدر پسرک را خواست و مخارج تحصیل کودک را تأمین کرد. Channel: @Postchi1
تجربه ى 40 ساله خود با بیش از هزاران ساعت تدریس و سخنرانى را در یک جمله به همه مردم دنیا هدیه میکنم: هرگز ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنید. 👤 جان مکسول Channel: @Postchi1
@Postchi1 ♦️ناصرالدین شاه در بازدید از اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه عبور می‌کرد که چشمش به ذغال‌فروشی افتاد. مرد ذغال‌فروش فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه ذغال‌ها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود. ناصرالدین‌شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال‌فروش را صدا کرد. ذغال فروش بدو آمد جلو و گفت: «بله قربان.» ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: «جنهم بوده‌ای؟» ذغال فروش زرنگ گفت: «بله قربان!» شاه از برخورد ذغال‌فروش خوشش آمده و گفت: «چه کسی را در جهنم دیدی؟» ذغال‌فروش حاضرجواب گفت: «اینهائیکه در رکاب اعلاحضرت هستند همه را در جهنم دیدم.» شاه به فکر فرورفته و بعد از مکث کوتاهی گفت: «مرا آنجا ندیدی؟» ذغال‌فروش فکر کرد اگر بگوید شاه را در جهنم دیده که ممکن است دستور قتلش صادر شود، اگر هم بگوید که ندیدم که حق مطلب را اداء نکرده است. پس گفت: «اعلاحضرتا، حقیقش این است که من تا ته جهنم نرفتم!» Channel: @Postchi1
معیار واقعی برای شناختن یه شخصیت، مقدار مقاومتش در برابر وسوسه هاست... 📽 پاپیون ⚜Channel: @Postchi1