آنقدر شعر نوشتم که دو بیتش تو شوی ؛
غافل از آنکه نشستی وسط بیت دلم آقای من مهدی من ..
این آخری سرش تو بغل ِامام حسن ِ
از هوش میره، یهو دوباره بیدار میشه،
اشک های امام حسن می چکه رو صورتِآقا '
میگه: حسن جان ، حسن جان !
تو خواب دیدم مثل ِقدیم، داره بِهِم میخنده زهرا
زخم ِمنو رها کنید ، میاد خودش می بنده زهرا
هیشکی نمیشه برا من ، مانند ِزهرا ..💔
#دوخَطروضه..
نار است محبت ِدنیا که قلبم را گرفته
نجاتم بده ، نار است هر آنچه که
مرا از تو دور میکند نجاتم بده ..!
- خَلِصنا مِن َالنّار یا رب ؛
سحر بیست و یکم حال دلم بارانیست
حیدریون بشتـابید که تشییـع علـی¹¹⁰ست
صلی الله علیک یا امیر المومنین