eitaa logo
صلوات بفرس مومن
111 دنبال‌کننده
70 عکس
114 ویدیو
1 فایل
زندان
مشاهده در ایتا
دانلود
تازه داستان به همین جا بند نمیشه
من پامو میذاشتم خونه به علاوه مشق های معلم باید یه دست هم مشق های مادر گرامی رو مینوشتم یعنی از صبح تا ظهر تو مدرسه به فنامون میدادن میومدی خونه از ظهر تا شب مادر محترم با مشق های اضافه
الان میگم مامان بخدا یه روز خواستم 5 دقیقه استراحت کنم پاشدی شابلن رو پرت کردی سمتم خورد پام زخمی شد حالا اینا رو هیچ کاری باهاشون ندارید دقیقه اخر مدرسه تازه اینا میخوان مشق بنویسن💔
هعی گوزگار💔
به همین برکت قسم یه دونه نمره خوب تو کارنامم نیست نمره خوب میاوردم در طول ترم معلم میگفت برید پیش خانواده امضا کنه میرفتم ساعت 7 صبح که مامانم خوابه پیش بابام میگفتم تو رو خدا امضا کن🥺
🤣🤣🤣🤣🤣
ولی خدایی اگه رفتارای سخت مامانم نبود منم الان داشتم مثل هم سن و سالام که یه زمانی دوستان بودن
یا در حال ماواد بودم
یا داشتم با زیدم تو کوچه های شهر پرسه میزدم
ته خلاف من اینه تو لیوان یه بار مصرف دوبار خوردم😔💔
زیادی زر زدم
شبتون خوش