🔸علت پیدا شدن حجاب — نظریه ریاضت و رهبانیت
حالا یه سوال اساسیتر 🤔
اساساً علت تمایل بشر به ریاضت و رهبانیت چیه؟ بشر طبعاً باید کامجو و لذتطلب باشه. پرهیز از لذت و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشه.
علتهای ریاضتطلبی 🔍
رهبانیت و دشمنی با لذت، جریانی بوده که در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته. از جمله مراکز آن در مشرق زمین: هندوستان. و در مغرب زمین: یونان.
نحله «کلبی» که یکی از نحلههای فلسفی یونان بوده، طرفدار فقر و مخالف لذت مادی بوده.
علت اول: تمایل به وصول به حقیقت 💡
یکی از علل پدیدآمدن اینگونه افکار، تمایل بشر برای وصول به حقیقته.
این تمایل در بعضی افراد فوقالعاده شدیده. و اگه با این عقیده ضمیمه بشه که کشف حقیقت برای روح، اونوقت حاصل میشه که بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور بشه، قهراً منجر به ریاضت و رهبانیت میشه.
به عبارت دیگه: این اندیشه که وصول به حق جز از راه فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست، علت اصلی پدیدآمدن ریاضت و رهبانیت است.
علت دوم: آمیخته بودن لذات مادی به رنجهای معنوی 😔
بشر دیده همواره در کنار لذتهای مادی، یه عده رنجهای روحی وجود داره.
مثلاً دیده هر چند داشتن ثروت موجب یه سلسله خوشیهاست، اما هزاران ناراحتی و اضطراب و تحمل ذلتها در تحصیل و نگهداری آن وجود داره.
بشر دیده آزادی و استغنا و علوّ طبع خودش رو به واسطه این لذات مادی از دست میده. از این رو از همه آن لذات چشم پوشیده، تجرد و استغنا رو پیشه خودش ساخته.
شاید در ریاضت هندی، عامل اول بیشتر مؤثر بوده. و در فقرطلبی کلبی یونانی، عامل دوم.
علت سوم: محرومیت و شکست 🌧️
محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی — مخصوصاً شکست در عشق — سبب توجه به ریاضت میشه.
روح بشر پس از این نوع شکستها، انتقام خودش رو از لذتهای مادی اینطور میگیره که اونها رو پلید میشناسه و فلسفهای برای پلیدی اونها میسازه.
علت چهارم: افراط در خوشگذرانی 🎭
افراط در خوشگذرانی و کامجویی، عامل دیگه توجه به ریاضته.
ظرفیت جسمانی انسان برای لذت محدوده. افراط در کامجویی و لذات جسمانی و تحمیل بیش از اندازه ظرفیت بر بدن، موجب عکسالعمل شدید روحی — مخصوصاً در سنین پیری — میگرده. خستگی و سرخوردگی به وجود میاره.
نظر نهایی نویسنده 📝
تأثیر این دو علت رو نباید انکار کرد. ولی مسلماً اینها علت منحصر نیستن.
تأثیر این دو علت به این نحوه که پس از شکستها و عدم موفقیتها، یا خستگیها و فرسودگیها، اندیشه وصول به حقیقت در روح بیدار میگرده.
توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشههای مادی، خودش موانعی است برای اینکه انسان درباره ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیندیشه و در این جهت فکر و تلاش کنه که «از کجا آمدهام؟ در کجا هستم؟ به کجا میروم؟»
اما همینکه به واسطه شکست یا خستگی، حالت گریز و بیرغبتی نسبت به مادیت در روح پدید اومد، اندیشه در مطلقات بلامزاحم مونده جان میگیره.
این دو عامل همیشه به کمک عامل اول، سبب توجه به ریاضت میشه.
و البته بعضی از افرادی که به سوی ریاضت کشیده میشن، تحت تأثیر این دو عامل هستن، نه همه اونها.
ادامه دارد… 🌱