🔸نظریه عدم امنیت — ریشهای برای پیدایش حجاب (قسمت اول)
ریشه ناامنی چیه؟ 🛡️
یکی دیگه از ریشههایی که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کردهاند، ناامنی است.
در زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده. دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده.
مثال پول و ثروت 💰
مردم اگه پول و ثروتی داشتن، ناچار بودن به صورت دفینه در زیر خاک پنهانش کنن.
علت مخفی موندن گنجها این بود که صاحبان طلا و ثروت جرأت نمیکردن حتی بچههای خودشون رو از پنهانگاه ثروتشون آگاه کنن. میترسیدن رازشون به وسیله بچهها فاش بشه و مورد تجاوز قلدران واقع بشن.
بدین ترتیب، گاهی اتفاق میافتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا میرفت و فرصت نمیکرد اسرارش رو به فرزندش بسپاره. قهراً داراییاش در زیر خاکها مدفون میموند.
جمله معروف «استر ذهبک و ذهابک و مذهبک» — پول و مسافرت و عقیده خودت رو آشکار نکن — یادگار اون زمانهاست.
آیا زن هم همینطور بود؟ 👩
همونطور که در مورد ثروت امنیت نبود، راجع به زن هم امنیت وجود نداشت.
هر کس زن زیبایی داشت، ناچار بود او رو از نظر زورمندان مخفی نگه داره. چون اگه اونها اطلاع پیدا میکردن، دیگه مالک زن خودش نبود.
ایران دوره ساسانی 🏛️
ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده.
شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زیبایی در یه خونه مطلع میشدن، به اون خونه میریختن و زن رو از خونه شوهرش بیرون میکشیدن.
در اون موقع سخن از پوشش و حجاب نبود. سخن از به اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمه.
ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن قضایای شرمآوری در این باره از ایران قدیم نقل میکنه.
نظر کنت گوبینو 📖
کنت گوبینو در کتاب «سه سال در ایران» میگه:
«حجابی که هم اکنون در ایران است، بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد، مستند به ایران قبل از اسلام است.»
و مینویسه که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی در مورد زنها نداشتن.
داستان انوشیروان 👑
درباره انوشیروان — که به غلط او رو «عادل» خواندهاند — نقل شده که وقتی یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت، انوشیروان به قصد تجاوز به زن او در غیاب او به خانهاش رفت.
زن جریان رو برای شوهر خودش نقل کرد. بیچاره شوهر دید زنش رو که از دست داده سهل است، جانش نیز در خطره. فوراً زن خویش رو طلاق گفت.
وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش رو طلاق داده، به او گفت: شنیدم یه بوستان بسیار زیبایی داشتی و اخیراً رهاش کردی، چرا؟
گفت: جای پای شیر در آن بوستان دیدم، ترسیدم منو بدرد.
انوشیروان خندید و گفت: دیگه اون شیر به اون بوستان نخواهد آمد. 😏
فقط مال ایران قدیم نبود 🌍
این ناامنیها اختصاص به ایران و زمانهای قدیم نداشته.
داستان اذان نیمهشب که در داستان راستان آورده شده، نشون میده که چطور مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراءالنهر بر دستگاه خلافت بغداد، در بغداد هم رواج داشته.
در همین زمانهای نزدیک خودمون، یکی از شاهزادگان در اصفهان از اینگونه تجاوزها زیاد داشته و مردم اصفهان قصههای زیادی از زمان حکومت او نقل میکنن.
ادامه دارد… 🌱