هدایت شده از LOVE📲💘
هدایت شده از جبرانی
𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝖕𝖆𝖎𝖓| خـבاے בرב
چ/اک خوشگلشو نقاشی کردم...
نگاهی به هیلا که دست و پا ب/سته به ت/خت بسته بودمش کردم...
خب تقریبا تمومه..
تمام نقاط بد/نش رو تک به تک کشیدم...
ف/اک...
ا/لتم داشت منف/جر میشد
ادامه؟🔞
https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از جبرانی
𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝖕𝖆𝖎𝖓| خـבاے בرב
چند بار روی پاهام زدم....
آروم بغل/م خ/زید ...
با اون ل/باسای خ/و/اب شدید خواس/تنی میشد
دم گوشش خ/شن پچ زدم:
+کجات درد میکنه به ددی بگو دختر کوچولوم....
با ش/هوت دستم رو روی ب/ه/شتش گذاشت...
_اینجا درد میکنه ددی...
ادامه؟🔞
https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از جبرانی
با تفریح به پشتی مبل تکیه دادم و بهش خیره شدم که داشت از پله ها پایین میومد...
جرمی با شیطنت خودشو جلو کشید ....
+با چی در رو شکوندی؟...
هنوز بخاطر درد زیر دلش کمی خم میشد اما میشد اون جنون و جرات و ترس داخل چشماش و حرکاتش رو دید...
تبر رو بالا آورد و روی شونه هاش گذاشت....
همین حرکتش باعث شد قلبم تکون محکمی بخوره...
ف/اک ...
همین رفتارش و همین جربزه اش باعث میشد بخوام همینجا خمش کنم و اینقدر محکم بکن/مش که اسم خودش یادش بره ....
+چجوری در رو شکوندی ماده ببر؟...
_شکوندن در درحالی که توی کمد پر از وسایل شکار و انواع و اقسام چاقو هست کار سختی نبود...
آروم آروم نزدیک شد...
هر قدمی که برمیداشت رو توی ذهنم ثبت میکردم....
میتونستم از این فاصله صدای تند قلبش رو بشنوم ..
ازم میترسید اما زن قوی بود...
نمیخواست جلوی کسی ضعف نشون بده...
و همین رفتار رزی باعث میشد سادی///ستم بالا بزنه...
میخواستم غرورش رو له کنم...
میخواستم عاشقانه و دردناک اون رو بپرستم....
اینقدر خردش کنم و درستش کنم که تبدیل به دختر خوب من بشه...
مطیعم بشه...
ماده ببر ...
ادامه؟🔞🤤
https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از ᴘᴀʀᴍɪꜱ
ارادت
بیاید قدتونو علامت بزنید ش.پ کنم باهم
(دخترا صورتی پسرا آبی)
Me
@Parmisa15
Tag
https://eitaa.com/joinchat/1373832869Ce38ffb5678
جوین نباشی نمیزارمت نازچه🦦💕