سکوتِ محض
برای تو چیزهای زیادی نوشتم ، اما آنچه هرگز در کلمات جا نشد ، دلتنگیام بود .
سر کلاس امروز اخرین برگه از دفتر 400صفحه ایم رو نوشتم از حالم حسم و همه چی... دفترم تموم شد ولی حرفام نه؛)))))))
حلالم کن اگر گاهی به یادت اشک میریزم
من از اینکه تو رفتی خوب آگاهم، ولی دل نه . .
رفتم یه سر اینستا بعد از حدود دوماه وحشتناک بود خیلی وحشتناک انگار تمام مدت حال بدم اینستا برام محتوا اماده کرده بود از تولدم که تبریک نگفت، از نبودش، از گذشتن از خیلی خاطره ها، از حرفای تو دلم..
دو سه ساعت گشتم دو سه سال پیر شدم کیلیپ های نابشو بعضی هاشو براتون ذخیره کردم نشون بدم ولی نمیدونم حجم چیزایی که میخوام بزام خیلیه ولی خب شما حوصله ندارید...
من وقت ندارم و.... به وضوح میفهمم دارن حیف میشن🤌🏻💆🏻♀