- شاید شب ، اجتماع سایه هایی باشد که از صاحبانشان خسته شده اند و میخواهند اندکی با هم ادغام شوند و تعهدشان به بدن هایی که به آن متصل بودهاند را از یاد ببرند . . .
شاید به همین خاطر است که شب ، شاعرانگی بیشتری دارد و تمنای بیشتری برای هم آغوش شدن !
شاید این سایه هایمان هستند که به واقع عاشق میشوند نه خودِ ما ؛ و شاید به همین علت است که عاشق آدمهایی میشویم که فکرش را نمیکردیم . . .
در واقع ، شبی ، عاشق سایه ای شده ایم ؛
برگشته ایم و صبح دوباره با بدنی که به آن تعهد داشته ایم زندگی مان را ادامه داده ایم .
شبی عاشق شده ایم ، و تمام صبح ها در جستجوی عشقی هستیم که نمیدانیم کجاست و چطور باید پیدایش کنیم . .
شاید ، شب از سایه هایی ‹ عاشق › تشکیل شده است ؛ و صبح از انسانهایی ‹ عاقل › !
پس خوش شانس که باشیم روزی متوجه میشویم سایه مان چه کسی را برایمان انتخاب کرده است و آنجاست که تمام تلاشمان را میکنیم که انتخابمان را توجیه کنیم . تقابل شب و صبح ، نه ؟ . . !✨
شب که میرسد، انگار مرزهای روحم برداشته میشوند؛ فکرهایم بیپروا میچرخند و سکوتِ تاریکی، وزنِ تنهایی را صدچندان میکند. اما یادت باشد زیبایی شب در همین برهنگی احساس است، در اینکه خودت را بیقید و ترس ببینی. نفس بکش، غم را لمس کن، و بگذار رؤیاهایت گوشهی دل آرام بگیرند.
شبتون بخیر… به روحی که با تاریکی، روشنتر میشود. 🌙✨
امید وارم خوابتون ببره و خوب بخوابید:)))
- من دلم برات تنگ نشده ؛
من تورو گم کردم، تو روزهام، تو شبام .
لا به لای فکرای هر روزم، وسطِ شب .
وسط ناراحتیام، بین خوشحالیام . .
تو لحظه لحظهی زندگیم :)))
صبحتون بخیر باشه:)
امروز؟
بیدارشدن با سردرد، کلافه، خسته، خواب آلود، درد قلب شدید جوریکه دست چپم قادر به تکون دادن نبود، معده درد وحشتناک، تهوع، لرزش دست، و کمی تب 🤌🏻
بعدشم بری مدرسه با این حال و امتحان زبان و پنیک شدن بی موقع و بیمارستان 🥱
زیادی مزخرفه امروز خدا تهشو به خیر کنه:)))
استرس خوندن امتحان با اختلاف بیشتر از خود تایم امتحانه...
مخصوصا اگر حجم بالای تاریخ باشه و حال بد تو 👩🏻🦯🦦
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یه جایی رسیدم که خودمم شک دارم که ایا واقعا حالم بده یا دارم مسخره بازی در میارم
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یهو بهم ریختم و همه گفتن سر یه چیز کوچیک چقدر سریع ناراحت شد. اما خب هیچکس نمیدونست که من در حال تحملِ چه حجم از فشار بودم و زندگی و مشکلاتم چه بار روانیای رو دوشم گذاشته بودن.آدم گاهی طوری لبریزه که با وجودِ همه صبوریش هر اتفاقی میتونه اونو سر ریز کنه.