پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته خیلی باهم تفاوت دارن
دیدی وقتی شمع روشن میکنی، دستهات رو دورش میگیری که باد خاموشش نکنه؟ یه ذره امید ته دلم مونده، با دستهای لرزون نگهاش داشتم، چون اگه اون خاموش بشه، منم دیگه خاموش میشم.
اگه به این باور برسی که خیلی از آدمایی که میان تو زندگیت فقط یه تجربهی جدیدن برات، هیچوقت دلت نمیشکنه.
أنا حقًا لا أعرف مآذا تعني أحبك اعتقد أنها تعني لا تتركني هنا وحيدًا.
من معنای دوستت دارم را نمیدانم؛ فقط میدانم كه يعنی مرا اينجا تنها رها مكن.
نيل غيمان