تصادفی با یکی آشنا میشی بعد اون کل داستان زندگیت رو درک میکنه ،
ازت جوری مراقبت میکنه که هیچکسی تا حالا اینجوری مراقب قلبت نبوده ،
جوری حرفات رو میفهمه که هیچکس تو تموم این سال ها نفهمیده ،
درست مثل اینکه خدا بعد از این همه سختیا یکی رو میاره و میگه :
ببین هنوزم هواتو دارم ؛
یکی مثل تو توی زندگی من .
یادت نره:
بالاخره یه روزی، همهی ما تبدیل میشیم به یه خاطره، یه روایت، یه قصه تو ذهن آدمها. این یعنی اونچیزی که ازت میمونه، نه پولته، نه ظاهرت، بلکه چیزیه که بودی، تاثیریه که گذاشتی، و مسیریه که ساختی.
زندگی رو طوری بساز که وقتی تبدیل به یه داستان شدی، کسی دلش بخواد اونو تعریف کنه و بقیه با شنیدنش یه احساسی درونشون بیدار بشه.
تو نویسندهی داستان زندگی خودتی، پس چیزی بنویس که بهش افتخار کنی.