نمیتونم کاری کنم که درک کنی. نمیتونم به هیچکس بفهمونم که چه اتفاقی داره درونم میوفته. حتی خودمم نمیتونم بفهمم داره چی به سرم میاد. - مسخ؛ کافکا
اره من در رو بستم ولی خودمم پشت اون در نشستم گریه کردم چون امیدی به آدم پشت اون در نداشتم.