شروعمون: ¹⁴⁰⁴/¹¹/¹⁷
پس از ۱۱ ماه و ۳ روز سکوتِ ممتد در هزارتوی ذهن، این دخمه گشوده شد.
اینجا قفسِ تنفسیست برای بیرون ریختنِ تمامِ آنچه کالبد را میآزرد؛ اعترافاتِ ناگزیر و حرفهای مدفون.
این فضا، نه مأمنی برای آشتی، که میدانی برای پرتابِ حرفهای مدفون است. اگر برای شنیدنِ حقیقتِ تلخ آمدی، بمانی. 🌗✨
خب سلام؛!
نمیدونم حتی چرا اینجارو زدم؛ شاید برای ناگفته هایی که روی هم انباشته شدن و شدن بغضی که شکسته نمیشه... اینجا شاید شبیه یک البوم، دفترچه یادداشت یا هرچیزی شبیه این باشه با این تفاوت که شاید حرف شما عزیزای دل باشه و با خوندنش به عمق سکوت پی ببرید:)))
اینجا حرفای دل دختریه که با کلی سختی و تلاش خودشو ساخت و با دل بستن به مردی همشو از دست داد و از سختی راه همین رو بگم که تراپیتسش بهش گفت همینکه تونستی امسال زنده بمونی بزرگ ترین قدمی بود که میشد برداری...
الان اون دختر بعد از 11ماه و سه روز تنهایی میخواد هر حرف و چیزی که به ذهنش میرسه رو اینجا بنویسه و هرچیزی که دوستش داشت یا باهاش ارتباط گرفت رو به اشتراک بزاره 🗿✍🏻
عادی شدن منو میترسونه؛
عادی شدن ذوقی که برای کار داری،
عادی شدن چیزایی که دوست داری،
عادی شدن روابط،
عادی شدن حسها،
عادی شدن اطراف،
عادی شدن زندگی...
من يهويی نذاشتمت كنار،همش ناديده گرفتم كاراتو گفتم شايد نميدونسته نيت بدی نداشته بعد از چند بار كه ديدم نه مثل اينكه اشتباه نكردم با كوچيك ترين كارت برام تموم شدی.
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی زیاد از این فیلما درست کردم برات خیلی باهم خندیدم و من فکر میکردم قراره این فیلما رو نشون پسرم بدم بگم مامانی ببین بابا چه مرده و پای عشقش مونده توهم باید بمونی، یا سمت کسی نرو یا اگه رفتی مثل بابا مرد باش پا پس نکش تا بهش برسی:)))))
ولی رفتی که....
*چرا منه احمق یهو مثل روانیا همه چیتو پاک کردم؟! چرا نزاشتم یکم بمونه عصبانیتم فروکش بشه بعدش تصمیم بگیرم همه چیتو پاک کنم...
کاش این روزا حداقل پیاماتو داشتم فیلمامون رو... کاش تو رو بین این همه نداشته داشتم؛!))
آدما فراموش نمیشن؛
آهنگ میشن میرن تو پلی لیستت؛ بغض میشن تو گلوت؛ اشک میشن تو چشات
و در نهایت یه رؤیا تو خواب...
Mohsen ChavoshiMohsen-Chavoshi-Shahrzad-320.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
وقتی دلتون براش خیلی تنگ شده گوشش بدید.❤️🩹
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غمهای خوب نشدنی کلمه نمیشن، اشک میشن پشت فرمون، حین آشپزی و گردگیری، دقایقی قبل از خواب، سر یه تیکه آهنگ، زیر دوش، وسط فشار کار، موقع جویدن غذا، میشن روزمرگی.
چقدر با این متن همدردی کردم:
حالم ازت بهم میخوره؛
ولی عمیقا الان دوست دارم بغلت کنم و بوت کنم، دلم برات تنگ شده ولی حتی نمیخوام ببینمت.