داشتم کانال هامو میخوندم که به این جمله بر خوردم{خودتونو با جمله "دوسم داشت" گول نزنید، هیچکی بیخیال کسی که دوستش داره نمیشه.}
و این سوال تو ذهنم برای بار نمیدونم چندم نقش بست که چیجوری میشه دوستم نداشته باشه؟! میدونم میدونم از شش روز تاحالا دارم هی متن های بلند بالا مینویسم ولی اخه غیر ممکنه اون حرفا اون نگاه ها اون قول انگشتی ها اون همه اتفاق الکی باشه دروغ باشه...
ولی خب دروغه دیگه:))))
*خیلی خیلی یه حال بدیم واقعا...
تمام زندگیم پریده، هیچ عکس و فیلمی ندارم تو گوشیم برای بار چهارم باز رسیدم اول خط این همه بجنگ اینهمه تلاش کن لحظاتتو ثبت کن از عزیزانت فیلم و عکس بگیر صوت پر کن با خودت حرف بزن اخرش چی هیچی هیچی 🚬
قلبم شدید درد میکنه و رگ قلبم تیر میکشه ولیی حتی حوصله اینکه بخوام مریض باشمم ندارم...
حوصله گوشیمو ندارم حالم ازش بهم میخوره ولی جز اون سرگرمی در حال حاضر نداررم، حوصله کتاب خوندن ندارم ولی کلی کتاب رو قفسه اس که یه روزی باکلی ذوق خریدم و دلم میخواد بلند بشم بشینم بخونمشون، حوصله افسردگی ندارم ولی نمیتونمم خوشحال باشم، سرم درد میکنه ولی وقتی خوب میشه انگار یه چیزی کمه، حوصله بیرون رفتن ندارم ولی تو خونه حوصلم میره، حوصله اهنگ هامم ندارم ولی نیازشون دارم، حوصله چت ندارم ولی نمیتونمم از حال عزیزانم بی خبر باشم، حوصله بحث و دعوا ندارم ولی شدید دلم میخواد بشینم یه بحث سنگین بکنم و برنده بشم، حوصله روشنایی رو ندارم ولی حرصمم توی تاریکی تنگ میشه،حوصله زنده موندن و زندگی کردن ندارم ولی دلمم نمیخواد بمیرم یعنی میخوام ها ولی نمیخوام!،حوصله ادیت ندارم ولی دلم میخواد برم عکاسی ادیت کنم ولی حسش نیست،حوصله درس خوندن ندارم ولی تنها چیزیه که میتونه منو نجات بده.... حالم واقعا از حالی که دارم بهم میخورههه🤌🏻
خوبم ولی اگر فکر کنم گریم میگیره
سکوتِ محض
خوبم ولی اگر فکر کنم گریم میگیره
میشه با خودم میگفتم اگر قلبمو بیاد بگیره دستش پودر کنه بگه اقا برو از زندگیم بیرون من حتی عاشقتم نبودم نیستم و نخواهم بود تو خیلی زشتی، بد ترکیب و دوست نداشتنی هستی من خودم خواستم ولت کنم حاالم ازت بهم میخوره، یه بار دیگه تو زندگیم نمیخوام ببینمت، ازت متنفرم، همه رو دروغ گفتم یا اگر دورغم نگفتم الان دیگه بهت حسی ندارم یا شاید یکی دیگه رو دوست دارم در کل باهات حال نمیکنم برو گمشو شاید الان اینقدر درگیرش نبودم چون هر سری بهت فکر میکنم میگم تقصیر خودمم بود... نباید فلان کارو میکردم، شاید اونم مجبوری ازم جداشده مثل من که با کلیی کراهت و بغض گفتم جدا شیم میگم شاید بخواد برگرده شاید دلش تنگ بشه و کلی شاید مضحک و مسخره دیگه...
همیشه قبل خواب میگفتم کاش مثلا فردا میومد میگفت ازت متنفرم و اون حرفا تا دلم اروم بگیره:)))
اینقدر حالم خراب بود و هست که حاضر بودم ازت صد در صد متنفر باشم تا اینکه این وسط گیر کنم یکم یادم بیاد به ظلمی که بهم کردی و اخلاق گندت از یه طرف یادم بیاد چقدر خوش گذشت و دوستم داشتی و چه حس خوبی بود...
به قول یه نفری ؛ "براى عشقهاى تمام شده تنها يکچيز مىتوان گفت و آن اينكه:
به هر حال زيبا بود..!"
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_‹ از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی؛
من در تمامِ عمر در حالِ سفر بودم ›
رفتی و با رفتنت آشفته شد دنیای من
بیتو خاموش است دیگر روشنِ فردای من
گفته بودی تا ابد همراه و همدردم شوی
پس چه شد این «تا ابد» ای مونسِ رؤیای من؟
کوچه بیتو سرد و تار و خسته از پاییز شد
میچکد اندوه تو از شانهی شبهای من
هرچه گفتم: «صبر کن» لبخند تلخی زدی
ماند بر لب حسرتِ آن خواهشِ بیجای من
خداحافظ… گفتی و جان از تنم آرام رفت
ماند تنها سایهای از عشق در فردای من
گرچه رفتی، نام تو هر شب دعا میشود
تا بدانی زندهای در گوشهی دنیای من 🌙
ممبرای من بهم لطف دارن و برام شعر و متن مینویسن حقیقتا خیلی زیبا بود🤌🏻✨
Erfan Tahmasbi@RapRelease - Emshab - Erfan Tahmasbi.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
به هم دل سپردن هم دل بریدن این کار عشق است.