حال بد را که نباید نوشت .
بنویسم که چه ؟
چه کسی میخواند ؟
اصلا برای کسی اهمیت دارد ؟
حال بد را فقط باید سکوت کرد !
سکوت کرد و در سکوت جان کَند .
من خیلی برات گریه کردم ، من شب و روز درحال گریه کردن برای تو بودم ، مهم نبود که دلیلی برای گریه کردنم ندارم، فقط چون میدونستم گریه هام برای تو بود بیشتر ادامه میدادم ، انقد ادامه میدادم تا خوابم ببره.
سکوتِ محض
امروز به قمری روزیه که ساعت 2و 28دقیقه بعد از ظهر در کمال ناباوری قصه ما تموم شد:)) 💔 نمیدونم خوشحال
به قول ِ آقای احسان دهقانی :
باورش سخت است اما گَهگداری در سرم
صحنهی برگشتنت را من تصور میکنم (:
خیلی سخته ادای محکم بودن رو در بیاری، وقتی تو خودت فرو ریختی.
خیلی سخته به اجبار لبخند بزنی، وقتی تو قلبت گریه میکنی.
خیلی سخته همه حسرت خوشبختیت و حال خوبت و بخورن، وقتی که فقط خودت میدونی خیلی وقته که کم آوردی.