شب گریه میکنی، پتوت را بغل میکنی، میگذرد.
صبح میشود،
میروی مدرسه، انگار نه انگار دیشب از شدت گریه خوابت نبرده.
میروی نشون میدهی شادی ولی بغض تو گلوته.
اما هیچکس نمیداند زیر لبخندِ اجباریات،
چه طوفانی برپاست.
درسها تکرار میشوند، زنگها به صدا درمیآیند،
و تو میان انبوهی از آدمها،
تنها به دنبال سایهای از خودت میگردی
که شب پیش، زیر پتو جا گذاشتی.
ساعتها روی نیمکت مینشینی، مداد در دستت میلرزد،
کلماتِ روی دفتر، غریبهاند و بیمعنی.
آنچه واقعاً میخواهی بنویسی، جوهر ندارد؛
فریادی است که راه گلو را بسته است.
و هر بار که معلم میپرسد: "حالت خوب است؟"،
پاسخ تو فقط یک سایه تکانخورده از سر است؛
تا مبادا اگر لب باز کنی،
این دیوارِ نازکِ شادی فرو بریزد و همه چیز آشکار شود.
وقتی دلتنگم به تو میاندیشم
یاد تو مربعیست محو و لرزان
در زمینهی خاکستری روشن
در این مربعها
من با بهم زدن پلکهایم
گذشته را نقاشی میکنم
بین من و تو غبار و دیوار است
به سحر این مربعها
من از دیوار میگذرم
در رسیدن به تو
تنها راه گذشتن است.
.
157.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـــ دانلود یه فرد شاعر و ادبی که برام شعر بگه، متن بفرسته، اهنگ بفرسته، و منو توصیف کنه و هر روز بگه که خوشحاله من تو زندگیشم و این حرفا🦦
*زر اضافی 👩🏻🦯
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ هنوزم وقتی میخندی . . .
عاشق این اهنگ قدیمی هام توش ارامش موج میزنه مخصوصا تو ماشین که پنجره پایین باشه نزیک غروب باشه هوا گرگ و میش باشه و یه نسیم خوب بوزه... به به🤌🏻