من هر کاری که دوست داشتم بقیه برام بکنن رو با تموم وجودم برای همه کردم. همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسیرو کور نکردم، وقتی نیاز داشتن تنهاشون نذاشتم، من همیشه در حد توانم سهم خودم رو ادا کردم؛ حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم! هرچند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه میبود.
سکوتِ محض
وقتی یاد نگاهات موقع حرف زدن باهام میوفتم میگم چیجوری انقدرر کار بلد بودی که چشاتم میتونست بهم دروغ
دلم برات تنگ شده کاش بفهمی:)
هرچی بزرگتر میشم، بیشتر قدرِ بیخبر بودن از کار و بار بقیه رو میدونم، اصلاً دلم نمیخواد چیزی از زندگی هیچکس بدونم😃🙏🏽