اره چند روزیه که دلم بدجوری برات تنگ شده و از اون چند روزی که حالت خوب نبود تا همین الان ، یه نگرانی آروم و بیصدا افتاده توی دلم و مدام همراهمه ؛ انگار هرجا میروم تو فکرتم ..
دیشب تو خواب دیدمت . دیدنت برا چند لحظه تو خواب دلمُ آرام کرد ، ولی تو همون خواب هم حس کردم حالت خوب نیست . انگار خسته بودی ، انگار چیزی تو دلت سنگینی میکرد . صبح که بیدار شدم ، هنوز همان حس با من بود ؛ مدام به این فکر میکردم که نکنه واقعاً حالت بد باشه . جوری شده بود که حتی فکرش هم قلبمُ به درد میاوُرد ..
عجیبه ؛ من حتی وقتی تو خواب میبینم حالت خوب نیست ، حالم بد میشه ، حالا چه برسه به اینکه واقعا حالت بد باشه