خب از صبح فرداش، کارگاه ها شروع شد.
صحبت هایی که از شنیدنشون خسته نمیشدی. با اینکه روزه بودی 🥲
و خیلی حجمش سنگین نبود، بیشتر کارگاه ها بعد از نماز مغرب بود🌙
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و کـلـمـاتم قــاصـرند
از وصف دلتنگی ام
برای نبودنت ... 🕯
و فردا صبح ماموریت و کارگاه ها
و محفل های انس با قرآن
چون که گوشی هارو گرفته بودن از روز دوم عکس ندارم😞🫀
خب بعدداز افطار دوتا کارگاه داشتیم، ساعت حدود ۱۱ شب بود
که گفتن مهمان ویژه دارن🛐
و بعدددد فهمیدیم همسر شهید سید احسان حاجی حتم لو اومدن🥺😭
از شهدای مدافع حرم که مسجدی که ما رفتیم هم اومده بودن
/مسجد قدمگاه چند تا دیگه از شهدای مدافع حرم هم بود/
واسمون داستان از قبل ازدواجشون و خاستگاریشون تا موقعی که فهمیدن همسرشون شهید شده گفتن😭
خیلییییی خوب بود🥲
صحبت هاشون دقیق مثل مامان محدثه بود🥺❤️
آخر که گفتن سوال دارید بپرسید
از جایی که صدام گرفته بود (🗿)
گفتم دوستان بپرسن دلتنگ میشید چه کار میکنید؟
و جواب دادن
گریه-
و مناجات خوانی آخر شب 😭❤️🩹
واقعا حالمو خوب کرد، بهش نیاز داشتم] 😢🛐