eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
574 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
همه‌ی اینا مانور بود - در اصطلاح نظامی خشم شب بود... تو پادگان‌ها زیاد از این اتفاقا میفته😂
آقای پورمحمدی کلاس نویسندگی برگزار نمی‌کنید؟ - استغفرالله.🗿 برای ثبت نام کلاس نویسندگی برید پیش یه استاد. مثلا استاد واقفی.
کلی خندیدم. ماهی حیف شد. - از دهن افتاد.🗿
اصلا شما نخوابی بهتره. اخوی - دقیییقا...
توصیفات قسمت یازده قشنگ بود. - عیب و نقصی نداشت؟! من به شنیدن عیوبش بیشتر محتاجم...🌱🚶🏽‍♂
مگه شلوار هم خسته میشه؟ - وقتی روی سنگ و خاک و خاشاک و صخره و... کشیده بشه بله.😂
ای بدبخت 😑 بطری آب و چرا گم کردی - توی اون اوضاع، توی اون تاریکی شب، که با لگد روی سنگلاخ سینه خیز می‌برنتون و یه اسلحه سنگین روی دستتونه، اصلا متوجه نمی‌شید چی از جیبتون میفته!🗿😂
یعنی کتبا از خود علامه مصباحِ؟؟؟ - محتوای کتاب رو ندیدم بنده... فقط سرفصل‌هاشو خوندم.🙂
آقای مهدینار خودتونم ثبت نام کردید؟ اگه اومدید مشهد مشتاق دیدارتون هستیم خانوادگی کانال تونو دنبال میکنیم - مخاطب تراز به شما می‌گن!🤌 نه بنده ثبت نام نکردم. اما اگه اومدم مشهد خوشحال می‌شم از دیدارتون!
سلام 😐 - سلام به شما.
دیروز رفته بودیم کلاس یه نفر بود خیلی صداش شبیهت بود قلمشم خیلی خوب بود عینکیم بود خلاصه که همین دیگه🤣🤣 - این روزا هر کی از راه می رسه می‌گه یکییو دیدم صداش شبیه تو بود.🗿 جریان چیه؟
انشاالله راهی اربعین خواهم بود. دعات میکنم. هم حرم اونجا هم حرم اینجا موفق باشی گوگولی 😂😂😂 😂😂 😂