قلمدرد| مهدی پورمحمدی
تبعیت از پیامبر
عمل به دستوراتش
خوندن انسان ۲۵۰ ساله
الگو قرار دادنش
حفظ سیره و شریعت...
اینا همه زمانی اتفاق میوفته و برای یک مسلمون به نهایتِ کیفیت و درکِ درونی میرسه که اول موارد بالا که گفتم اتفاق بیوفته...
کاروانِ هدایت و سعادت، قرنها با قافله سالار اداره میشد.
برنامهی خدا برای هدایت انسان و رسوندن انسان به سعادت چی بود؟!
ارسال پیامبر!
هزاران سال این برنامه استمرار داشت...
اولیش اینه کهه:
انسانها همیشه آمادگی دریافت کاملترین دین رو نداشتن! سطح درکشون همیشه یکی نبوده.
تو برهههایی از زمان و برخی جوامع، واقعا سطحِ درک و فهم بالایی نداشتن!
دومیش اینه که:
کتابها، احکام، شرایع، عقاید و احادیث و زندگی پیامبران دچار تحریف میشد.
خیلی وقتا علم و ابزارشون در حدی بوده که نشده و نتونستن کتاب پیامبرشون رو حفظ کنن. یا اینکه یه عده منافق، به محضِ مردن یا شهید شدن اون پیامبر، دست به تحریف دین میزدن...
عوامل دیگه هم داره این موضوع!
یهودیها قرنها کتاب نداشتن. مسیحیها چند ده جِلد انجیل داشتن که هر کدوم پر بود از حرفای چرت و خنده دار و متناقض!
پس نمیتونستن مبنای دینِ واحد و همیشگی باشن.
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
دومیش اینه که: کتابها، احکام، شرایع، عقاید و احادیث و زندگی پیامبران دچار تحریف میشد. خیلی وقتا
یکی دیگش این بود که گاهی وسط مسطای این اتفاقات، بعد از پیامبرا، هیچ کسی نبود تا دین رو از خطر تحریف و منافقین و... حفظ کنه...
و آخریشم اینکه این ادیان قابلیت جامعیت و جاودانه شدن نداشتن...
گاهی احکام و شرایعشون متناسب با یک زمان خاص یا یک مکان خاص تدوین شده بود و قابلیت انطباق با بقیه زمانها و مکانها رو نداشت. نمیتونست نیازها رو پاسخ بده. برای هممممهی نیازهای بشر، جوابی کف دستش نبود که برای همیشه به کار بیاد.
میگفتم.
هزاران سال برنامه خدا برای آدما، ارسال پیامبر بود.
الان باید فهمیده باشید علتش چی بود که هر زمانی باید یه پیامبری میبود که دین رو زنده کنه و کاملتر، تحویل بده دست پیامبر بعدی...