eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
572 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
آدمی مگر همزمان به چند جا می‌تواند فکر کند؟! همزمان هوس چند جا را را در دل پروراندن؟! دوست دارم علوم و فنون ادبی یا عربی بخوانم. یا مسئله حجاب استاد را تمام کنم. یا ادامه‌ی اتک آن تایتان را_که آخرین قسمت از سومین فصلش را یک سال پیش دیدم_ ببینم. یا سریالی که به مصر باستان ببردَم. یا هم بروم توی باغچه و یک رمان روان شروع کنم به خواندن. تخمه شکستن و تلوزیون دیدن هم گزینه‌ی بدی نیست. در نهایت اما خیلی ساده و شیک می‌گیرم می‌خوابم و می‌گویم زندگی به جهندم.😐 ✍
رنج از مسیر زندگی‌ات عبور می‌کند؛ و معنای تو چیست؟! چقدر معنا داری؟! معنای تو، رد پای رنج‌هاییست که کشیده‌ای و به همان میزان... ✍
نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا
تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو صدای صیحهٔ صوفیان گذرد ز ذروه لامکان، که خوشا جمال ازل؛ خوشا
همه اهل مسجد و صومعه، پی وردِ صبح و دعای شب من و ذکر طلعت و طره‌ی تو مِنَ الغَداةِ اِلَی العِشا
ز کمند زلف تو هر شکن، گرهی فکنده به کار من به گره‌گشایی لعل خود، که ز کار من گرهی گشا!
دل من به عشقِ تو می‌نهد، قدمِ وفا به ره طلب فَلَئِن سَعیٰ فَبِهِ سَعیٰ و لَئِن مَشیٰ فَبِهِ مَشیٰ
به تو داشت خو دلِ گشته‌خون، ز تو بود جان مرا سکون فَهَجَرتَنی و جَعَلتَنی مُتَحَیِّرا مُتَوَحِّشا
چه جفا که جامی خسته‌دل ز جدایی تو نمی‌کشد قدم از طریق جفا بکش، سوی عاشقان جفاکش آ!
جایزه برترین شعر فارسی با وزن "متفاعلن" تعلق می‌گیره به جناب جامی؛ سلمان ساوجی هم خوب شعرایی گفته. لیک، بیشترین استعمالش توسط جناب بیدل دهلوی بوده...😃
به زیارتی چه شود که بر سر خاکیان قدمی نهی؟! به عیادتی چه زیان دهد که به حال ما نظری کنی؟! - سلمان ساوجی