eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
573 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
-
قدم‌هایم، شاید از همیشه آرام‌تر بود. انگار که روی آب یا آینه راه می‌رفتم؛ در حالی که نسیمی، توی شهر می‌پیچید و از تاریخ می‌گذشت و به صورتم می‌خورد. جلویش ایستادم و شروع کردم به نگاه کردن. برای اولین بار... طاق مسجد جامع را می‌گویم! در تمام عمر، همیشه آن را دیده‌ام. یکی دو ماه اخیر را، شاید هر روز ظهر... اما امروز به طرز عجیبی برایم جدید بود! تمام طرح‌ها و نقش‌ها و کاشی‌ها و ثلث‌هاش انگار وحی منزل بود و من؟! عربِ جاهل بادیه نشینی که به آن گوش می‌دهد... چقدر آخرین‌بارها، یا لااقل "آخرین‌بار تا مدتی نامعلوم" جدید و باطراوت‌اند... سرم را بالا گرفتم و آرام زمزمه کردم: ز اعماق‌ قرون‌ از بین‌ جمعیت‌ تو را دیدیم؛ تو هم‌ ای‌ ناز مطلق‌ از همان‌ بالا ببین‌ ما را @qalamdard
صلی الله علیک یا بنت ولی الله... -
اولین روز طلبگیمون و ورودمون به قم برای تحصیل مصادف شد با آغاز امامت مولا جان...🙂 آقا مبارک است ردای امامتت...
- از همین الان طوری روزِ اول طلبگی‌تونو شروع کنید که بعداً مثل علامه جوادی آملی بگید: "به روز اول طلبگیم قسم!"
پرچم سه رنگ تنها صَلاتی‌ست که... اقامه‌اش در هیچ شهری شکسته نیست! - مشهد مقدس📍 @qalamdard
تو پای به راه در نِه و هیچ مگو خود راه بگویدت که چون باید رفت... -
فرمود: خیرُ الکلام ما قَلَّ و دَلَّ... بهترین حرف، آن است که کم، اما راهنما و روشن باشد... توی دلم گفتم: انتَ، انتَ، انتَ... -