eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
599 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
313 ویدیو
7 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
آهای کوه غیرت! صدامونو داری؟ - هوامون خرابه! هوامونو داری؟! 🖋♣️ @ezdehameeshgh
گره‌ها رو وا کن
خودت که نشون‌ِ دلامونو داری!
به یک عدد بغض پاک‌ کن نیاز مندیم...🥀 🖋♣️ @ezdehameeshgh
: خبر به گوش آرتین نرسه‌‌‌...🥀😭 🖋♣️ @ezdehameeshgh
و بغض... گلو را نه؛ که وجود را می‌گیرد... 🖋♣️ @ezdehameeshgh
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون مےرفتیـم سر یـہ چراغ قرمز ... پیرمـرد گل فروشـے با یـہ ڪالسڪه ایستاده بود... منوچـہر داشت از برنامـہ ها و ڪارایـے ڪـہ داشتیم مےگفت ... ولـے مـن حواسـم بـہ پیرمرده بود ... منوچـہر وقتے دید حواسم به حرفاش نیست ... نگاهـمو دنبال ڪرد و فڪر ڪرده بود دارم به گلا نگاه میکنم ...🤭🌸 توے افڪـار خـودم بودم ڪہ احسـاس ڪـردم پاهام داره خیس مے شہ ...!!! نـگاه ڪردم دیـدم منوچـہر داره گلا رو دستہ دستہ میریزه رو پاهام ... همـہ گلاے پیرمرد و یہ جا خریده بود ..! بغل ماشین ما ، یـہ خانوم و آقا تو ماشین بودن … خانومـہ خیلـے بد حجاب بود … بـہ شوهرش گفت : "خـاک بـر سرت ..! ایـݧ حزب اللہـیـا رو ببین همه چیزشون درستـہ" منوچہر یـہ شاخـہ برداشت و پرسیـد : "اجازه هسـت ؟" گفتـم : آره داد به اون آقاهـہ و گفت : "اینو بدید به اون خواهرمون ...!" اولیـݧ ڪاری ڪہ اون خانومہ کرد ایـن بود که رژ لبشو پـاڪــ ڪـرد و روسریشو ڪـشـید جلو !!! " همسر شهید سید منوچهر مدق🌱"
هدایت شده از کآمیلآ؛
__
هدایت شده از رئوف
هدایت شده از ࢪزمشڪے‌من
در شهرِ شلوغِ ما تماشا دارد  تنهاییِ دسته جمعیِ آدمها...😅💔