بعد با امنیت کامل نشستیم تو یه کشور شيعه و با حاکمیت شیعی زندگی میکنیم و...
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
حاجی دارم میام مزارت. پنج دقیقه بعد: حاجی اومدم پیش خودت... #مهدینار🖋♣️ #خشتهای_سوخته🥀 #خشت_چهار
یک رأس صهیون:
قرار بود بترسن که! رفتن اونجا که بمب اول منفجر شد، جمع شدن دارن شمع روشن میکنن!
- بسوز تا بسوزونیم.
#مهدینار🖋♣️
#خشتهای_سوخته🥀
#خشت_پانزدهم
@ezdehameeshgh
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
یک رأس صهیون: قرار بود بترسن که! رفتن اونجا که بمب اول منفجر شد، جمع شدن دارن شمع روشن میکنن! - بسو
دخترم... ساچمههایی که کمرت را سوراخ کردند، نپرسیدند آخوندی؟! نپرسیدند طلبهای؟! سپاهی و بسیجی چه؟! راستی، حجاب داشتی؟! ببینم، موافق نظام بودی؟! کو مدارک طلبگیات را بیاور...
#مهدینار🖋♣️
#خشتهای_سوخته🥀
#خشت_شانزدهم
@ezdehameeshgh
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
دخترم... ساچمههایی که کمرت را سوراخ کردند، نپرسیدند آخوندی؟! نپرسیدند طلبهای؟! سپاهی و بسیجی چه؟!
روز زن بود؛ زن از خودش یک گیره روسری خونین روی جدول بیشتر به جا نگذاشت...
#مهدینار🖋♣️
#خشتهای_سوخته🥀
#خشت_هفدهم
@ezdehameeshgh
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
روز زن بود؛ زن از خودش یک گیره روسری خونین روی جدول بیشتر به جا نگذاشت... #مهدینار🖋♣️ #خشتهای_سوخت
طلبه بود؛ تازه معمم شده بود.
آه... من میگویم این عمامه برای اهلش خیر است، برکت دارد، بگویید نه!
#مهدینار🖋♣️
#خشتهای_سوخته🥀
#خشت_هجدهم
@ezdehameeshgh