eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
591 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
320 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
...وز تو نیامد خبری...🥀
آنقدر ویران که ارگ بم می‌خندد و... خشت‌هایش می‌ریزد باز... ✒️♣️ @ezdehameeshgh
به قول برگ اعظم انار: بازگشت همه چیز به سوی داستان است. اگه تا دو سه روز آینده هم به گوشی دسترسی داشتم، نتیجه می‌گیرم باید فعالیت‌مو شروع کنم باز. جالبه که اخیرا دستخوش یه تحول مهمی شدم که باعث تغییر روحیاتم شده. احتمالا حتی نوشته‌هامم متفاوت بشه. به علاوه اینکه باز می‌خوام شروع کنم به نوشتن .🙂🌱 کیا آماده‌ن؟! https://harfeto.timefriend.net/17063998045446 🖋♣️ @ezdehameeshgh
بسوز ای دل... جونی نمونده به تن رقیه...
آتیش گرفته دامن رقیه
تفریحشونه زدن رقیه...
عزیزی. خیلی ممنونم...🙂🌱 منم. اوم.. منم. ای جان...😄
چشم. 🥸 من نیز. بلهههه آفرین😂
باورت شاید نه، شاید اما بشود... که نگاهی کرد شب، بر مویت و سیه شد زان پس... و سیه شد زان پس! ✒️♣️ @ezdehameeshgh
واژه، اتفاق است و اتفاق افتادنی‌ست. ای کاش "عشق" واژه نبود... ✒️♣️ @ezdehameeshgh
ظهور نیازمند حضور است؛ بفهم مومن! 🖋♣️
ارگی خواهم ساخت خواهم انداخت به دشت دور خواهم شد از این شهر عجیب از همین شهر که گرفته دود را دیوارهاش ارگی خواهم ساخت به درازای ثریا به بزرگی زمین به طلایی‌ کویر لوت و تحکیم سِمین... ارگی خواهم ساخت. 🖋♣️ @ezdehameeshgh