عقل و قلبم بلوایی دارند که به حلوا ختم میشود...
#مهدینار✒️♣️
@ezdehameeshgh
معلم علوممان میگفت: "چند تا رفتار غیر ارادی نام ببر."
و من هر بار لبخند زدنم را، وقتی میبینمت مثال زدم...
#مهدینار🖋♣️
@ezdehameeshgh
سلام
این پیام من رو اگه تونستید توی کانال بذارید
ممنون که پیگیر هستین عزیزانم
خیلی عذر میخوام که داستان رو روی هوا رها کردم
یسری مشکلات پیش اومد نشد ادامه بدم و حالا بعد یه سال تقریباً داستان از دستم در رفته
ولی انشاءالله بعد از امتحانات شبه نهایی و غیره و ذالک🤌 توی ایام عید ادامه میدم
خیلی خوشحالم کردین که پیگیر بودین🌱✨
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
سلام این پیام من رو اگه تونستید توی کانال بذارید ممنون که پیگیر هستین عزیزانم خیلی عذر میخوام که دا
نویسندهی گرامی داستان طیران هستن؛ خانوم فرهنگیان...🌱
کسی گفت: "الهی عمرت به درازای موهای "او"!
و من تا همین امروز جنبش ریهام را به دوش میکشم...
#مهدینار✒️♣️
@ezdehameeshgh
هر کس عصر روز جمعه
صد مرتبه سوره قدر
را بخواند خداوند به او
هزار نسیم از رحمتش را عنایت
می فرماید که خیر دنیا و آخرت است.
آسمان برای من چیزی ندارد؛ گرم است و آتش میبارد. کمی هم مرا به یاد تو میاندازد.
- مثلا دستهایش -
#مهدینار🖋♣️
@ezdehameeshgh
باورت شاید نه،
شاید اما بشود...
که نگاهی کرد شب، بر مویت
و سیه شد زان پس...
و سیه شد زان پس!
#مهدینار✒️♣️
@ezdehameeshgh
"او" میآید. با ذوالفقار. در حالی که تحت الحنک عمامهاش در باد میرقصد؛ به کعبه تکیه... کعبه به "او" تکیه میدهد. صبر میکند. سيصد و سیزده مرد، کم کم میآیند. وقتی آمدند همگی با هم میروند سوی کوفه. مسلم خیلی وقت است که آمده است. جلوشان را کسی نمیگیرد. منع آب نمیشوند. هیچ سری بالای نیزه قرار نیست برود. اسیری به شام فرستاده نمیشود؛ عمامهای نمیسوزد روی سر مردی که اسیر باشد و دستهاش، بسته. در کوفه حکومتی تشکیل میشود بیا و ببین. تمام آنچه که خلق شده در شعاع این حکومت قرار میگیرد. میشود آنچه باید بشود. به زودی در سراسر صحنهی گینی.
و تو کجایی؟! چه میکنی؟! در این صحنه چه نقشی داری؟! چه میخوری، چه میگویی؟! امام با تو چگونه است؟!
#مهدینار🖋♣️
@ezdehameeshgh