eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
590 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
320 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
معلم علوم‌مان می‌گفت: "چند تا رفتار غیر ارادی نام ببر." و من هر بار لبخند زدنم را، وقتی می‌بینمت مثال زدم... 🖋♣️ @ezdehameeshgh
سلام این پیام من رو اگه تونستید توی کانال بذارید ممنون که پیگیر هستین عزیزانم خیلی عذر می‌خوام که داستان رو روی هوا رها کردم یسری مشکلات پیش اومد نشد ادامه بدم و حالا بعد یه سال تقریباً داستان از دستم در رفته ولی ان‌شاءالله بعد از امتحانات شبه نهایی و غیره و ذالک🤌 توی ایام عید ادامه می‌دم خیلی خوشحالم کردین که پیگیر بودین🌱✨
کسی گفت: "الهی عمرت به درازای موهای "او"! و من تا همین امروز جنبش ریه‌ام را به دوش می‌کشم... ✒️♣️ @ezdehameeshgh
هر کس عصر روز جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخواند خداوند به او هزار نسیم از رحمتش را عنایت می فرماید که خیر دنیا و آخرت است.
آسمان برای من چیزی ندارد؛ گرم است و آتش می‌بارد. کمی هم مرا به یاد تو می‌اندازد. - مثلا دست‌هایش - 🖋♣️ @ezdehameeshgh
باورت شاید نه، شاید اما بشود... که نگاهی کرد شب، بر مویت و سیه شد زان پس... و سیه شد زان پس! ✒️♣️ @ezdehameeshgh
"او" می‌آید. با ذوالفقار. در حالی که تحت الحنک عمامه‌اش در باد می‌رقصد؛ به کعبه تکیه‌... کعبه به "او‌" تکیه می‌دهد. صبر می‌کند. سيصد و سیزده مرد، کم کم می‌آیند. وقتی آمدند همگی با هم می‌روند سوی کوفه. مسلم خیلی وقت است که آمده است. جلوشان را کسی نمی‌گیرد. منع آب نمی‌شوند. هیچ سری بالای نیزه قرار نیست برود. اسیری به شام فرستاده نمی‌شود؛ عمامه‌ای نمی‌سوزد روی سر مردی که اسیر باشد و دست‌هاش، بسته. در کوفه حکومتی تشکیل می‌شود بیا و ببین. تمام آنچه که خلق شده در شعاع این حکومت قرار می‌گیرد. می‌شود آنچه باید بشود. به زودی در سراسر صحنه‌ی گینی‌. و تو کجایی؟! چه می‌کنی؟! در این‌ صحنه چه نقشی داری؟! چه می‌خوری، چه می‌گویی؟! امام با تو چگونه است؟! 🖋♣️ @ezdehameeshgh