eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
589 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
320 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقت بود عکاسی نکرده بودم...
- "مادر؟!" - "بله؟!" - "اتفاقی افتاده؟! ناراحت به نظر می‌رسی..." زن نگاهش را گرفت؛ از زوج جوانی که آرام نجوا می‌کردند. طوری که بخار نفس‌هاشان توی سرما می‌خورد به هم. - "نه... نه! فقط... یاد روز آشنایی با پدرت افتادم... مردی که شیشه‌ی فانوس رو برق می‌اندازه می‌بینی؟!" - "بله... شلوار مشکی پوشیده با کت آبی کمرنگ." - "پدرت روز آشنایی دقیقا همین لباس‌ها رو پوشیده بود‌." دختر نگاهی به زوج جوان کرد و راهش را ادامه داد. - "الان پدر کجاست؟!" مادر لثه‌اش از درون جوید و از بیرون چال افتاد روی لب‌ش. بعد گفت: "نمی‌دونم اِپونین! هر گوری که می‌خواد... هوف. احتمالا کارخونه تعطیل شده و داره بر می‌گرده خونه، پیش همسرش، ماریا. شاید تصمیم بگیرن تا شام رو بیرون باشن. احتمالا طبق عادتش بعد از شام یک ساعت پیاده روی‌ کنه. بعد بره خونه، با ماریا شراب بخوره، روزنامه‌شو بخونه و بعد..." - "بعد هم بخوابه!" - "مادر... چرا پدر ما رو تنها گذاشت؟!" - "آدم بزرگ‌ها گاهی اوقات برای هم تکراری می‌شن... و می‌رن دنبال آدم‌های جدید، دنیاهای جدید، شهرهای جدید... زندگی‌های جدید!" - "مثل پدر؟!" - "آه... بی‌خیال اپونین! شب شد و ما هنوز این گندم‌ها رو به خونه نرسوندیم. تنابِ دورشون رو محکم کن. اگه می‌خوای شام برای خوردن داشته باشی تند باش!" - "مادر! اگه دیر برسیم چی می‌شه؟!" - "هیچی! من از همین کلفتی خونه‌های مردم هم می‌افتم و... از گرسنگی می‌میریم. اونم تو این اوضاع که دولت روز به روز نون رو گرون‌تر می‌کنه. ضمنا! فردا باید دنبال کار بگردم... هیچ با به زن تنها با یه دختر بچه و نوزاد پسر کار نمی‌دن" - "مادر! چرا نون روز به روز..." - "خفه شو اپونین! سرم درد گرفت! امشب نه از شام خبریه نه از رخت خواب! تو که دوست نداری توی اصطبل با گاو و خر بخوابی؟!" زن سرش را برگرداند. زوج جوان را نگاه کرد. آرام آرام می‌خندیدند به پیرمردی که شیشه‌ی فانوس را برق می‌انداخت. زن، دوباره تناب دور گندم‌ها را محکم کرد و به راهش ادامه داد. 🖋♣️ @ezdehameeshgh
خواب روزه دار امروز عبادت نیست!🙂
باید بگم که...
قراره یه مدت از فضای مجازی دوری بکنم و نیستم... حالا به یه دلایلی. لذا این کانال فعلا فعالیت منظم و آنچنانی‌ای نداره.
اگه چیزی بنویسم حتما اینجا به اشتراک می‌ذارم هااا! ولی شاید باشم و شاید نباشم.
منو از دعای خیرتون محروم نکنید دوستان... یاعلی مدد التماس دعا...🌱
جهان خسته‌ست از ازدیاد جمعه‌های بدون "او". و تو کیستی و چیستی و کجایی در آن جمعه که زمین خستگی‌اش در می‌رود، بالاخره؟! 🖋♣️ @ezdehameeshgh