قلمدرد| مهدی پورمحمدی
- - -
هفده سال و یک ماه و سه روز پیش مرا به اینجا آوردند و سید خوشرو اذان و اقامه را از گوشم گذراند؛ شاید همانجا بود، روحم به تاریخ دوخته شد و خاکش با آب رود مویدی مخلوط شد و گلِ عشق به خشت خشتش زده شد...
از قدیم گفتهاند سنگ بزرگ نشانه نزدن است.
حالا چه کسی گفت من میخواهم بزنم؟!
من سنگ را همینجا و همینطور که هست، نگه میدارم و دورش میچرخم تا زمان پرتاب کردنش فرا برسد...
هدف مشخص است...
بگو کی فرا میرسد...
موعد معینمان؟!
برای پرتاب سنگ عشق...
برنامهتون برای تعطیلات عید چیه؟
https://harfeto.timefriend.net/17063998045446
فرق را بفهم!
تا شمشیرت به فرق نرود... مومن!
#مهدینار
@ezdehameeahgh
جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و... مسیح و خضر، حتی!
دیده میشدند... میان کسانی که کوبهی در را گرفته بودند تا نروی؛ جماعتی که نمیدانستند کندن درِ خیبرها را مشق کردهای!
#مهدینار
@ezdehameeshgh