eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
583 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
با تو حرف دارم... قدرِ قدم زدن در کل خیابان‌های کرمان... از شریعتی تا هزار و یک شب؛ از ابوحامد کرمانی تا تهِ تهِ مهدیه، تا هوشنگ مرادی؛ از مشتاق تا گلزار؛ قدر وارسی نام و تاریخ تولد هزار و خورده‌ای شهید گلزار شهدا، قدر شمردن برگ‌های سوزنی تمام کاج‌های جنگل قائم با تو حرف دارم! قدر تک‌تک خشت‌های ارگ بم، کاه‌هایِ کاهگل چهارسوق، آجرهای تمام بادگیرهای شهر،و بادگیر ابراهیمیه! با تو حرف دارم! زیاد و بی‌انتها، بی‌وقفه، موزون... مثل صدای چکش در بازار مسگرها و ناله‌ی سنگفرش میدان ارگ از سیلی سمِ اسب و چرخ کالسکه‌ها... با تو حرف‌ دارم؛ سال‌ها و ماه‌ها و روز‌ها و ساعت‌ها؛ جمله به جمله، واژه به واژه، حرف به حرف با تو "حرف" دارم، قدر تمام کاشی‌های مسجد جامع... با تو حرف دارم؛ حرف‌های بزرگ! از صحن مسجد جامع بزرگ‌تر؛ حرف‌های ناتمام، از افق‌ِ دید، وقتی ارگ بم را می‌بینی، ناتمام‌تر... با تو زیاد حرف دارم؛ برای شنیدن صدای محکم‌ات؛ از گنبد جبلیهه و تمامِ شیوشگان محکم‌تر! با تو باید دلتنگی‌ات را به آسیاب ببرم! و بگویم غمِ دوری‌ات را تقسیم کند، بین قُوَّتوی خشخاش و نخودی و پسته و چهل گیاه و تمام قهوه‌ها و قوتوهای دنیا شیرین‌تر بشوند؛ عسل بشوند! با تو باید قدم بزنم! قدمگاه کم است؛ تمام بازار و دورتا دور گنجعلیخان و حمام و آب انبار و ضرابخانه و موزه‌اش، با محوطه یخدان مویدی برای تمام حرف‌هایمان، کوچکند... برای پیاده راه رفتن و حرف زدن با تو، کرمان که نه؛ یزد و اصفهان و شیراز و تهران با خیابان ولیعصر و کاشان و قزوین هم کوچکند؛ ایران هم، زمین‌ هم... و زمان هم از این قاعده مستثنی نیست! زمان هم کوچک‌ است... با تو حرف دارم! زیاد... @ezdehameeshgh
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
با تو حرف دارم... قدرِ قدم زدن در کل خیابان‌های کرمان... از شریعتی تا هزار و یک شب؛ از ابوحامد کرمان
- من با تو حرف دارم؛ قدر تمام کاه‌هایِ کاهگل چهارسوق، خشت‌های تمام بادگیرهای شهر، و بادگیر ابراهیمیه! @ezdehameeshgh
هدایت شده از علیرضا پناهیان
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️بنویس تا بفهمی! 🔹نویسندگی، اولین راه تفکر در کلام خداست 👈 این کلیپ از جلسۀ هجدهم مبحث «چگونه بهتر قرآن بخوانیم؟» تهیه شده است. ایتا | بله | سروش | روبیکا | آپارات | سایت @Panahian_ir
- وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. - تحریم | ۱۱
هدایت شده از  مجید سرگزی
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه از سکوت ما سوء استفاده می‌کنند! به بهانه حفظ نظام و آبروی نظام نرود و...؛خب خود شما دارید آبروی نظام را می‌برید! ●علامه مجاهد آیت الله مصباح یزدی کانال روبیکای ما👇 http://rubika.ir/@sargazimajid5 ✅ کانال /عضوشوید👇 @sargazimajid @sargazimajid
کاش به زمین بر نمی‌گشتید! کاش روی بال فرشتگان می‌افتادید و یک راست به بهشت می‌رفتید! زمین جای ماندن نیست... @ezdehameeshgh
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
کاش به زمین بر نمی‌گشتید! کاش روی بال فرشتگان می‌افتادید و یک راست به بهشت می‌رفتید! زمین جای ماندن
اجساد معلقِ توی آسمان را دیدی؟! دود و انفجاری که آن‌ها را به هوا فرستاده‌ است چطور؟! با خودم فکر کردم چطور دوربین دقیقا در همان کسری از ثانیه واقعه را ثبت کرده که انفجار، شبیه دست سیاه و خونین و مشت شده‌ی ظالم، اجساد را به هوا می‌فرستد و روح‌شان از همانجا بالا می‌رود. به لحظه‌ی فرود لاشه‌ی بی‌روح‌شان فکر کردم. چه فرودگاهی! حتی اگر شانس آورده باشند و توی آتش انفجار فرود نیامده باشند، با فرود روی خرابه‌ها چیزی از بدنشان باقی نمانده. یک دفعه در تمام نقاط بدنم ضرب سنگ و تکه‌های بلوک و زخم‌های سوخته‌ای که با خاک و خون پر می‌شوند را حس کردم و میلگردهای داغ و پاره پاره‌ای که یا پهلویت را می‌شکند یا دنده‌های سینه‌ات را و یا... دست و پایت را به میل می‌کشند. با خودم فکر کردم هر چیزی هزینه‌ای دارد و بهای ایستادن پرداخت نمی‌شود؛ مگر با خون‌‌... تا بوده همین بوده. صفحه‌ی موبایلم را خاموش کردم و به سطرهای "مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی" نگاه کردم که تار و تارتر و هر لحظه مواج‌‌تر و معوج‌تر می‌شدند؛ سلطان اشک، بار عام داد و دیده‌ام روانه‌ی بارگاه شد و زخمی و خونین برگشت... @ezdehameeshgh