eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
583 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
نای سوختگی گاهی به قلم سوختگی می‌رسد، به جان سوختگی... سوار نورِ متشعشع از نوک قلمِ دل‌سوخته‌ات می‌شوی و تا شهادت پرواز می‌کنی... @ezdehameeshgh
گر چه میان مردمم از همه بگریخته‌ام... -
🖇تأثیر منفی فرهنگ وُک در بین طرفداران کامیک 📽سریال جدید «آیرون‌هارت» از مارول (Ironheart)، پیش از انتشار با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده و برخی مخاطبان نارضایتی خود را نسبت به موضوعات به‌اصطلاح «وُک» و گرایش‌های فمینیستی مطرح‌شده در آن ابراز کرده‌اند. 📝منتقدان می‌گویند تأکید سریال بر تنوع نژادی و جنسیتی ساختگی به نظر می‌رسد و همین موضوع باعث شده نقدهای منفی دریافت کند. 👤شخصیت «ریری ویلیامز» — دختری جوان و سیاه‌پوست که جای تونی استارک را به عنوان آیرون‌هارت می‌گیرد — در مرکز این بحث‌ها قرار دارد. اگرچه مارول در سال ۲۰۱۶ برای ترویج شمول‌گرایی این شخصیت را معرفی کرد، برخی طرفداران معتقدند چنین تغییراتی بیش از آن‌که بر روایت تمرکز داشته باشد، بر پیام‌های اجتماعی تکیه دارد. 📌بحث‌ها در پلتفرم‌هایی مانند ردیت (Reddit) نیز نگرانی‌هایی را در مورد احتمال دور شدن مارول از طرفداران قدیمی مطرح کرده‌اند. یکی از کاربران نوشت: «حتی اگر مارول آیرون‌هارت رو خراب نکنه، باز هم می‌گن بدترین سریاله». 🔗برای مطالعۀ بیشتر در مورد فرهنگ وُک در سایت استاد فرج‌نژاد به این مقاله مراجعه کنید. 🎓 مؤسسهٔ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد 📲 سایت| آپارات|ویراستی|ایتا
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠سینما ؛ ابزاری برای القای پیام‌های پنهان 👤مرحوم استاد فرج‌نژاد 📌نکاتی که نباید در بحث دشمن‌شناسی نادیده گرفت و باید به آن توجه کرد: 1️⃣ تاثیرات ناخودآگاه را از نظر دور نداریم. 2️⃣تاثیرات غیرمستقیم که با ناخودآگاه متفاوت است نادیده نگیریم. 3️⃣تاثیرات مستقیمی که کسی جرئت بیانش را ندارد و در دانشگاه‌های ما بحث نمی‌شود را فراموش نکنیم. 4️⃣کسی که درمورد محتوای سینمای هالیوود بحث می‌کند وظیفه دارد تمامی نکات را بازگو کند. 5️⃣حلقه‌های تبلیغاتی را در سینمای هالیوود کنار هم ببینید تا تحلیلی قوی داشته باشید. 🎓 مؤسسهٔ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد 📲 سایت| آپارات|ویراستی|ایتا
📝نقد سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) ✍️مسیح عرفان 🔹سریال بازی تاج و تخت(Game Of Thrones) بر اساس بعضی آمارهای جهانی، پربیننده‌ترین سریال تاریخ است. 🔸سه دین مهم در سریال بازی تاج و تخت وجود دارد. دو تا از این ادیان مشرکانه هستند. دین خدایان قدیم که مروّج تعالیم قبالایی و یهودی است، دینی واقعی، زیبا و اثرگذار است. دین خدایان جدید مملوّ از ناپاکی و ریاکاری بوده، دین خدای نور هم چیزی جز شیطان‌پرستی نیست. 🔹استاد فرج‌نژاد تأکید داشتند که جریان اصلی سینمای هالیوود، یهودیت سکولار است. به نظر می‌رسد بازی تاج و تخت در نگاهی دین‌شناسانه، مصداق اتمّ فرمایش استاد است. 🔗مطالعۀ ادامۀ مطلب در سایت استاد فرج‌نژاد 🎓 مؤسسهٔ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد 📲 سایت| آپارات|ویراستی|ایتا
می‌خوام اسم کانال رو تغییر بدم. "مزدحم" و "قلمْ‌سوخته" به نظرم گزینه‌های خوبی‌ان. پیشنهاد شما چیه؟! ترجیحا "قلم" داشته باشه و کپی نباشه🥱🌱 https://harfeto.timefriend.net/17063998045446
طوریش نیست، می‌خوام یه تنوعی بشه... نه... همه‌ش قشنگه ولی اونی که می‌خوام نیست... از هوش مصنوعی ۱۲۰ تا پیشنهاد گرفتم هیچ کدوم خوب نبود😐😐😐 تا حالا برام اتفاق نیفتاده این حالت. اما قرآن بخونید.
همینجوری. نه... بازم نه🥱 واقعا؟
گفتم که نه...
باز هم اتفاق افتاد! بار‌ها اتفاق افتاده بود؛ فرم مدرسه‌ام را می‌پوشم و برنامه‌ام را با عجله توی کیف چرمی دیپلمات می‌گذارم، جورابم را کج و کوله می‌کشم بالا و... در جواب هر کسی که بگوید: "صبحانه نخوردی..." می‌گویم: "کوفت بخورم! دیرم شده! اگه یه دیقه دیر برسم آقای آیین یه نمره از انضباطم کم می‌کنه!" میخواهم از خانه بزنم بیرون که... خب! راستش اگر کسی توی خانه نباشد واقعا به مدرسه می‌روم و تازه می‌فهمم: "باباااا! تو چرا وقتی خوابی فرق صبح و غروبو نمی‌فهمی؟! چرا یه نگاه به ساعت نمی‌کنی که بفهمی غروبه؟!" *** اذان را که گفتند، مطمئن شدم صبح نیست! اما افطار نکرده و آب ننوشیده، لباسم را پوشیدم و با برنامه روز یکشنبه، از خانه بیرون زدم؛ به مقصد خانه‌ی مادربزرگ؛ برای درس خواندن؛ عربی خواندن. از یک ماه قبل گفته بودند بیست و ششم، امتحان عربی استاد بیرامی از تمام مدرسه گرفته می‌شود! از کل کتاب و جزوه! امتحانی که یقین داشتیم سخت‌تر از امتحانات نهایی است. عربی‌مان به خودی خود سخت است، با جزوه عربی استاد بیرامی سخت‌تر! با خودم گفتم: "حالا چجوری می‌خوای جمش کنی؟! جزوه سال دهم، هست! جزوه امسال و قواعد نواسخ مونده، ترجمه دروس و المعجم‌ها مونده... از همه بدتر! معتلات رو می‌خوای چیکار کنی؟! با قواعد ناقص‌‌‌..." یک شب تا صبح وقت داشتم؛ اما کافی نبود! به خانه‌ی مادربزرگ که رسیدم، توی پذیرایی اتراق کردم. با ترجمه دروس شروع کردم؛ به المعجم‌ها گریز زدم و تمام که شد، ساعت، دوِ نصف شب شده بود! سراغ صرف رفتم و با معتلات شروع کردم. هر مبحث و قاعده از قاعده قبل پیچیده‌‌تر بود و تبصره‌هاش بیشتر می‌شد. تا خود اذان زبانم جز "قالَ قالا قالو، باعَ باعا باعوا" هیچ نگفت؛ و باز هم نتوانستم حتی لقمه‌ای نان خشک و جرعه‌ای آبِ گرم بخورم! قالَ قالا قالوا و باعَ باعا باعوا تا قوقولی قوقوی صبح‌دم و بع بع بع گوسفندها، ادامه داشت و به خودم که آمدم دیدم ساعت شش شده است. لباسم را پوشیدم و کیف و جزوه به دست، از خانه زدم بیرون. یک چشمم به نواسخ بود و یک چشمم به شهر. تمام شهر را اعراب گذاری کردم! آسمان، جمله بود؛ جمله اسمیه. قلعه دختر، مبتدا بود و مسجد جامع خبر! قدمگاه بازار جارومجرور بودند، بادگیر مدرسه ابراهیمیه صفت بود، چهارسوق، مضاف الیه بود و... خنده‌ام می‌گرفت! عربی داشت مغزم را میپیچید به هم و خوردش می‌کرد. مثل یک تکه هویج بزرگ در دستگاه آبمیوه‌‌گیر! به مدرسه که رسیدم، پله‌ها را تند تند پایین رفتم و توی نمازخانه خودم را ولو کردم روی زمین. همان موقع آقای آیین در را باز کرد و گفت: "پورمحمدی رحل‌ها رو بچین!" شروع کردم به چیدن رحل‌های قرآن روی زمین و تمام که شد دوباره مشغول شدم. مهرابی رسید و تا‌‌ نگاهش به جزوه‌ام افتاد گفت: "الکی نخون! کنسله!" - "از کجا می‌دونی؟!" - "نمی‌دونم شایدم نباشه! تو مراسم افطاری دیشب، از آموزش پرورش اومدن اینجا. موقع خداحافظی با دوازدهما و دهما ریختیم سرشون که با آقای آیین برای کنسل شدن امتحان امروز حرف بزنن. آقایی آیینم گفت یه کاریش می‌کنم!" خندیدم و گفتم: "غیر ممکنه... تو تاریخ بیست ساله‌ی صدرای کرمون تا حالا آقای بیرامی امتحانی رو لغو نکرده!" آقای آیین که آمد، صحبتمان تمام شد. از همان اول شروع کرد به متلک گفتن که "بی‌کارین اومدین مدرسه؟! نمیومدین خب!" حرف‌هایش و پوزخند ملایمش عجیب بود! صبحگاه که تمام شد، پشت در کلاس دوازدهم‌ها منتظر ایستادیم که ببینیم چه می‌شود. @ezdehameeshgh