eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
584 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت: "کاش یه دکمه‌ی دلیت وجود داشت یا می‌شد به راننده گفت وایسه بغل پیاده شیم..." گفتم: "تو اصلا هستی که بخوای دلیت شی؟! اصلا سواره‌ای که می‌خوای پیادت کنن؟!"
الدهرُ یومانِ؛ ولی من ۱۲ روزشو امتحان نهایی دارم...
هناك کان زرّقوا الشراب بالورید... آنجا شراب را به رگ‌ها تزریق می‌کردند... - تابستان ۱۴۰۳. @ezdehameeshgh
نبودنت را چله گرفته‌ام... کجایی؟! من از سامری‌های دروغگوی اینجا می‌ترسم... @ezdehameeshgh
سیاهی شب از موهات، خورشید از چهره‌ات، ماه از قامتت، دریا از چشم‌هات و دانه‌‌های انار از زخم‌های گاه و بی‌گاه روی لب‌هات تقلید می‌کنند... گفته بودم تمام خلق مقلد تواند؟! @ezdehameeshgh
- شرابِ تلخ می‌خواهم که مردافکن بُوَد زورش که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش -
- سِماطِ دَهرِ دون‌پرور ندارد شهدِ آسایش مَذاقِ حرص و آز ای دل، بشو از تلخ و از شورَش -
- بیاور مِی که نَتْوان شد ز مکرِ آسمان ایمن به لَعبِ زهرهٔ چنگیّ و مرّیخِ سلحشورش -
- کمندِ صیدِ بهرامی بیفکن، جامِ جم بردار که من پیمودم این صحرا، نه بهرام است و نه گورش -
- بیا تا در مِی صافیت رازِ دَهر بِنْمایم به شرطِ آن که نَنْمایی به کج‌طبعانِ دل‌کورش -
- نظر کردن به درویشان مُنافیِّ بزرگی نیست سلیمان با چُنان حشمت، نظرها بود با مورش -