eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
582 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
. به اینجا که آمدی... برای من مشعلی بیاور! مشعلی، قدر پیاده رفتنی، چند ساعتی! از این ازدحام خفه‌کننده، به خلوتی، شبانه رفتنی باید... .
. پشت در مانده‌ام! نه راه می‌دهدم، نه بدرودی، نه جوابی... .
. تنها آنجا که باید قرار داشته باشی، آرام و "قرار" داری؛ اینجا، قرار داری، اما "قرار" نداری! .
من از تو شکایت دارم و آن را به محکمه‌ی آغوشت آورده‌ام... برایم زندان ببر! حبس ابدی باید... @ezdehameeshgh
می‌رفت ز راهمان برد ظلمت و هم... شد خون مطهرش چراغِ شب ما! @ezdehameeshgh
دیده‌‌ام بر حاجبت من خط نستعلیق را به معلی دو پلکت هم گهی تعلیق را... دیده‌ام بر نَسخِ هشتی لبت من طٌرِّه‌ها..‌. دیده‌ام گه بر نگاهت هم کمی تحریق را... @ezdehameeshgh
- یادِ آن شبت کردم! شلاقی بود بر اسب من؛ هنوز دارم می‌دوم... -
به ساحل نجات رسانده‌ای؛ آنکه خودخواسته در تو غرق شده بود...
موهایت زیاد به پر و پامان می‌پیچید؛ نشستم به بافتن. یکی وسط، یکی از رو، یکی از زیر... آمدم که بروم؛ نشد! تار و پودم بد جور گیر افتاده بود! @ezdehameeshgh