eitaa logo
تنها مسیریهای..قزوین🌹
935 دنبال‌کننده
6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
32 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹تنهامسیریای قزوینیِ عزیز خیلی خیلی خوش اومدین به کانال خودتون... 💖 📞مشاوران تنهامسیری↙️ @MoshaverTM کانال اصلی: https://eitaa.com/IslamLifeStyles 🔶️ آیدی جهت ارتباط با کانال خودتون😊⚘ @Ya_Ali_1397
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹بسم الله الرحمن الرحیم ❤️ سلام و نور و نشاط در پیرامون زندگیتان 🌷🌷🌷🌷🌷 اغلب کسانی که در زندگی احساس آرامش میکنند، لبخند را مشق خود میکنند امید را هر روز دعا میکنند عشق را تدریس میکنند و محبت را فراموش  نمیکنند❤️ دل من محکمه ایست... که به من می گوید: همه را دوست بدار! به همه خوبی کن! و اگر بد دیدی، دل به دریای محبت بزن و "بخشش" کن ‌‎‌‌🌷🌷🌷🌷🌷
🔶حاچ اقا پناهیان می گن یک رفیق شهیدی ما داشتیم، ایشون خیلی به ما لطف داشت، خیلی به اصطلاح ما رو دوست داشت، دم درِ هیات، یعنی به حدّی ایشون به بنده علاقه داشت که سنش هم، هم‌سن هم‌دیگه بودیم 💠 ولی توی کلاس‌های درسی که ما داشتیم، ایشون شرکت می‌کرد از سر بزرگواری🍃
اولین هدیه‌ی روز معلم رو من از ایشون دریافت کردم 🎁 اون‌وقت روی اون هم ننوشته بود از طرف کی، داده بود به یه کسی، من فقط از شدت محبتی که این آدم به بنده داشت، حدس زدم به اون رفیقمون گفتم کی این رو داده؟ گفت: گفته نگو.🙂💠
گفتم من فقط یه اسم می‌برم، فلانی؟❓ گفت آره. چه طور از بین 25 نفر شما همون یه نفر رو تشخیص دادی؟ گفتم آخه دلش خیلی دلِ عجیبیه... 💠🌀🔷
دمِ درِ هیأت اومدم باهاش سلام علیک کنم، گپ بزنم، تو کجا بودی؟ 👋 تازه از جبهه اومده بود. گفت ببخشید قرآن دارن می‌خونن. من برم حالا بعداً وقت هست که وایستیم با همدیگه صحبت کنیم.😳😳
🌀زد توی ذوق من! شوخی ندارم با تو، جلسه‌ی قرآنه، دور هم نشستن رحل قرآن چیده بودن داشتن می‌خوندن. 🔅نه اینکه یه قاری برجسته هم اومده باشه که آدم بخواد ازش لذت ببره. دست رد زد به سینه‌ی من و من رو زد کنار. من اصلاً جا خوردم.❗️❗️
حالا بنده خودم مسئول اون هیأت بودم. گفت من وایستم با شما صحبت کنم، فرصت دورِ رحل قرآن نشستن رو از دست بدم؟❓❗️ تعارف نداره. این خاطره اصلاً شفاف توی ذهن من مونده. 💧 حتی یادمه اون منزل شهیدی که جلسه گرفته بودیم کجای حیات ایستاده بودیم این حرف رو بهش زدم، من رو زد کنار، با مهربانی. 🌀 شما هر کی هستی، الآن جلسه‌ی قرآنه.💠
اون‌وقت اولین کسی بود که توی اون هیأت پای قرائت قرآن اشک می‌ریخت. 😭 قرآن می‌خوندن گریه می‌کرد. همین‌جوری مثل ابر بهار، می‌دیدن بچه‌ها. 🌀 وقتی به شهادت رسید دو نفر دیگه از بچه‌های جلسه اشک می‌ریختن. اون دو تا هم شهید شدن. بعد چند نفر دیگه اشک می‌ریختن، اون‌ها هم همه شهید شدن. اصلاً انگار رسم بود، این‌ها به ارث می‌دادن این روحیه‌ی لطیف خودشون رو.🍃🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مداحی_آنلاین_السلام_علیک_ایها_العسکری_نریمانی.mp3
10.92M
السَّلامُ عَلَیکْ ٵیُّهَا العَسکری نوکراتو آقا سامرا می‌بری شب شهادتت جایی جز حرم نمیرم پیرهن سیاهمو از دست مادرم میگیرم 🔊 🏴 🎙