eitaa logo
رویاهای‌گمشده‍ :)
121 دنبال‌کننده
963 عکس
726 ویدیو
11 فایل
بِسْمِ‌رَبِ‌چِشم‌هاٰیَشْ↔️ نمیدونم.. یه جایی بین اون همه شلوغیو مشغله..🚵🏻‍♀️ جاییه که میتونی آروم باشی:)🧘🏻‍♀ از توییت گرفته تا شعر و ویدیو و..🧿 کپی⁉️جانانه‌فوربزن••• جاٰنَمْ🎏 @Sleepingbeautyg لف؟نه‌دیگه‌مشتی.. /^^باٰهاٰموُنْ‌هَمراٰهْ‌باٰشیٖنْ^^\
مشاهده در ایتا
دانلود
این روزا معرفت تو منفعته. https://eitaa.com/Qiunba
شیشه عمـر ما توش پُــر از نفرتِ ! https://eitaa.com/Qiunba
زندگی درسته سخته ولی باید بچسبی بهش ... https://eitaa.com/Qiunba
ذات همتون یکیه فقط دیالوگاتون متفاوته:" https://eitaa.com/Qiunba
من برات مُردم، ولی تو حتی برام تبم نکردی. https://eitaa.com/Qiunba
سردبشم‌میفهمی‌کیو‌bakhti-‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌️ https://eitaa.com/Qiunba
رفیق اگه یه روزی تابوتم رفت روی شونت به دل نگیر حلال کن چون فقط همین یک بار ازت بالاترم بقیه عمر خاک زیر پاتم 💔🙃 https://eitaa.com/Qiunba
-با-طعم-سادگی همه استرسی که داشتم خوشحال بودم که مثل فیلمها و قصه ها دستهام نمیلرزه ! عمه با دیدنم کلی قربون صدقه ام رفت و من مطمئن بودم لپهام سرخ شده چون حس غریبی داشتم و امروز عمه رو مامان امیر علی میدیدم! امیرعلی بایک تشکر ساده چاییش رو برداشت ... اما عمه مهلتش نداد برای خوردن و بلندش کردو دنبال من اومد تا توی پذیرایی باهم صحبت کنیم! سرم رو پایین انداخته بودم همیشه نزدیک بودن به امیر علی ضربان قلبم رو بالا میبرد و حالا بدتر هم شده بودم ... دستها و پاهام یخ زده بود ...برای آروم کردن خودم دستهام رو که زیر چادر رنگی ام پنهون کرده بودم , بهم فشار میدادم ...شک نداشتم که الان انگشتهام بیرنگ و سفید شده ... _ببینید محیا خانوم لحن آرومش باعث ریختن قلبم شدوسرم که پایین تر اومد و چسبید به قفسه سینه ام! به زور دهن باز کردم _بفرمایین امیر علی نفسش رو فوت کرد_می تونم راحت حرف بزنم؟ فقط سرتکون دادم بدون نگاه کردن به امیر علی که خیلی دلم می خواست بدونم اون تو چه حالیه؟! خیلی خیلی بی مقدمه گفت: میشه جواب منفی بدی؟! برای چند ثانیه حتی کوبش قلبم هم وایستاد و سریع نگاهم چرخید روی امیر علی که فکر میکردم شوخی میکنه ولی نگاه جدیش قلبم رو از جا کند و بهت زده گفتم: متوجه منظورتون نمیشم ؟ کلافگی از چشمهاش میبارید_ببین محیا مکث کرد و اینبار نگاهش مستقیم چشمهام رو نشونه رفت_وقتی می گم محیا بی پسوند ناراحت که نمیشی؟ به نشونه منفی سر تکون دادم ...چه حرفی؟! از خدام بود و اگر امیر علی می دونست با این محیا گفتنش بدون اون خانومی که همیشه جلوی بقیه بهم میگه چه آشوبی توی قلبم به پا کرده دیگه نمیپرسید ناراحت میشم یانه! آروم گفت: خوبه ╭───᪣ │ https://eitaa.com/Qiunba ╰──────────────────────᪣
چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا... دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا... بگذار بسوزم که در این سینه‌ی دلگیر... جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا...️ https://eitaa.com/Qiunba
ای چشم عسل ! لب نمکی ! گونه اناری ! با این سه ، چه طعمی که پس از بوسه نداری . https://eitaa.com/Qiunba
قسم بر تیر مژگانت که عاقل بودم و عارف ؛ به تاثیر دو چشمانت شدم مجنون و آواره . https://eitaa.com/Qiunba