واسه یبارم که شده دلم میخواد یکی یکاری کنه و بعدش بیاد بگه ”بخاطرِ تو کردم“
#پارت16
درو باز کردم و رفتم مثل يه بچه خوب نشستم رو مبل خاله و آرمينم داشتن با چشاي ورقلمبيده نگام ميکردن حقم داشتن سابقه نداشت من اينطوري ساکت بشينم
در هال باز شد و عمو اومد داخل از همون جا يه سلام بلند کرد اومد منو ديد و هر هر هر شروع کرد خنديدن حقم داشت خو
دايي: حالا چرا مثل بچه هايي گند زدن و دارن خودشون رو واسه مامان باباشون لوس ميکنن نشستي اونجا؟
-هويجوري
آرمين اومد کنارم نشست و با دست راستش زد پشت کمرم و گفت
آرمين: اشکالي نداره بار اولت نيست که گند ميزني
-منو گند؟
آرمين : اشکالي نداره ..هين راستي مامان فرشته کو؟
خاله:دخترم خوابه
-وا خاله مگه خواب زمستوني رفته باشه با اين همه سر و صدا ..آرمين پاشو خواهرت رو بيدار کن
آرمين سري تکون داد و پريد او اتاق فرشته منم رو مبل دراز کشيدم و زدم کانال 3 اخبار ورزشي ..يه سيبم از رو ميز بر داشتم و شروع کردم گاز زدن
فرشته: سلام صبح به خير
برگشتم به فرشته نگا کردم ..قيافش داد ميزد ديشب نخوابيده .
- عليک سلام خواهر گرامي ..چرا چشات پفيده؟
فرشته تعجب کرد:يعني چي ؟پفيده يعني چي؟
-دکي خواهر مارو باش ..پفيده يعني پف کرده ديگه
فرشته: خو درست بگو پف کرده
-چشم از اين به بعد درست ميحرفم
فرشته داد زد:ماهان گفتم درست حرف بزن
خنديدم : اي به چشم
فرشته ديگه هيچي نگفت و رفت آرمين اومد طرف پاهامو از رو مبل شوت کرد پاين و خودش نشست
- مگه مرض داري بگو خودم پامو بردارم ديگه
آرمين: تو حرف آدم حاليت نيست
-کو من اينجا آدم نميبينم
آرمين: ماهان پاميشم لهت ميکنما
- بپاش بينم
خاله : بسه ديگه خسته نشدين؟
- خو خاله نگاش کن پامو شوت کرد پايين
آرمين: خوبت کردم
عمو: شما دوتاباز چتونه؟
دستمو زدم زير بغلم و لبو لوچم آويزون کردم : هيچي