eitaa logo
لف؟راضی‌نیستم|رویاهای‌گمشده‍ ツ
76 دنبال‌کننده
674 عکس
556 ویدیو
11 فایل
بِسْمِ‌رَبِ‌تَنهاٰییٖ...🌬️ بِه‌کٰانٰال‌دِلیٖهِ‌مٰا‌خوُش‌اوُمَدیٖن⛓️ ایٖنجٰا‌حَرفٰاییٖهِ‌کهِ‌غِیرِ‌مُستَقیٖم‌باٰ‌شوُما‌دَرمیٖونْ‌میٖذاٰریٖم♂️🫵🏻 کُپیٖ⁉️جٰانٰانهِ‌فوُرْ‌بِزَنْ••• موُ‌ایٖنجٰامهِ🎏 @Sleepingbeautyg /^^باٰهاٰموُنْ‌هَمراٰهْ‌باٰشیٖنْ^^\
مشاهده در ایتا
دانلود
مملکت دست شیر بچه های علیست💀✌️🏻🇮🇷
- امتحان خرداد امسال چجوریه؟ + اینجوری😂
نویس +چن تا دوس داری؟ ــــ دوست؟ +آره دیگه ــــدوست...😏 من که دوست ندارم +چرا؟ ـــــچون دنیا بام بد تا کرده... +پَ من چیم ــــ تو؟ تو جونمی💓 +🫰🏻🫰🏻
نویس +چقد دوسم داری؟ ـــ اندازه بغض گنجشک... +چقد کم💔 ـــ دیوونه اگه گنجشک بغض کنه میمیره... +❤️‍🔥
986.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه‌جایی‌دیدم‌کسی‌حرف‌دل‌آدم‌رو‌بازبونی میگه‌که‌خودتم‌کم‌میاری‌ازقشنگیش🥲 من‌که‌همه‌نوشته‌ها‌وکلیپ‌هاش‌رودنبال‌می‌کنم،هرکدومش‌یه‌تیکه‌از‌واقعیت‌رو درست،بی‌نقاب،می‌زنه🤌 اگه‌جای‌توبودم،این‌فرصتِ‌تکرارنشدنی‌روساده‌ردنمی‌کردم🤏 جزواویک‌درصدی‌باش‌که‌این‌پیام‌رونادیده‌نمی‌گیرن… وهیچ‌وقت‌پشیمون‌نمی‌شن 🌙 اینم‌لینکش‌ش‌ش‌ش🤭 https://eitaa.com/Qiunba سریع‌عضو شیدمیخوام‌پاک‌کنم😶‍🌫
دیگه فرقی با بقیه ادما نداری برام . پیچک🍃
به نام خداوند رنگین کمان🌈 "دنیای رنگین من🦋" من توی این کانال: .ایده‌ها و رویاهام رو با شما به اشتراک میزارم💫 .از کتاب‌ها،فیلم ،موسیقی و چیزایی که دوست دارم براتون میگم📚🎧 .گاهی از هنر و استعداد هایی که دارم میگم🎨 .از لحظه‌های کوچیک و قشنگ روزم تا تجربه‌های بزرگ‌ترش رو با هم سهیم میشیم🌻 .با هم می‌خندیم، یاد می‌گیریم و رشد می‌کنیم🌱 .قراره کلی بهمون خوش بگذره پس به جمع ما ملحق شو✨️ https://eitaa.com/My_ColorfulWorld_donya2790
دوستان حمایت کنین🤗🍒
ماهان: هر هر هر تو آب بخندي هيچي نگفتم و با يه لبخند مهربون نگاش کردم ..اونم يه شکلات باز کرد گرفت طرفم ماهان: بيا عشقم خنديدم و شکلات رو از دستش گرفتم - تو آدم نميشي؟ احساس حاليت نيست؟ ماهان: چرا هست چرا حاليم نباشه؟ مگه چمه؟ -مثل بچه ها رفتار ميکني ماهان: خو چشه ؟ جاي تورو تنگ کرده؟ - نه چش باشه؟ ماهان: پس زر مفت نزن فندق بابا - من کجام مثل فندقه؟ ماهان: هيچ جا - پس خفه داداش جونم ماهان: چشم زاخار با تعجب گفتم: زاخار ؟ زاخار ديگه چيه؟ ماهان پقي زد زير خنده: يعني واقعا نميدوني؟ همون طوري داشتم نگاش ميکردم: نچ بگو بدونم ماهان:زاخار يعني دوست - نه بابا ماهان: آره بابا -خو پاشو بريم خونه ماهان: خونه من يا خونه شما؟ -من چمي دونم؟ خودت بگو ماهان: اووم خونه من -پس بريم ماهان: بفرما تعارف رو روهوا زد خنديديم و رفتيم بيرون کلانتري و با ديدن ماشين وا رفتم ماهان: خر. نفهم. الاغ.بيشعور نه نه ببخشيد کم شعور يه از خدا بي خبر چهار چرخ ماشين ماهان: واييي ماشين خوشگلم قربونت برم دستش بشکنه ببين چيکارت کرده -خو حالا چيکار کنيم؟ ماهان: برو يه تاکسي بگير سر خيابون ديگه - تو چيکار ميکني؟ ماهان: نترس بيکار نميمونم زنگ ميزنم بيان ببرنش سري تکون دادم و رفتم طرف خيابون..واسه اولين تاکسي دست تکون دادم و وايسادم تا ماهان هم بياد ماهان: خب بريم سوار تاکسي شديم و آدرس رو بهش داديم -ميگما ماهان واسه اين پرونده جديد که هيچ اطلاعاتي نداريم ماهان: اره هيچي نداريم وا از وقتي راه افتاديم اين راننده همش داره به ما نگا ميکنه که ..به ماهان اشاره کردم که يارو رونگا کنه..ماهان هم برگشت و نگاش کرد مرده هم وقتي ديد داريم نگاش ميکنيم سريع نگاش رو ازمون گرفت منو ماهان آنچنان اخمي کرديم که هر کي ميدي زهره ترک ميشد ماهان: اقا ما همين جا پياده ميشيم راننده تاکسي: چرا اقا مشکلي داريد؟ اوه اوه الان ماهان دوباره اخلاق گندش ميزنه بالا ماهان: بله راننده : چه مشکلي؟ ماهان: خو داري با چشات قورتمون ميدي ..بزن کنار راننده: معذرت ميخوام اقا تکرار نميشه -ميزني کنار يا بفرستمت گوشه انفرادي بپوسي؟ هيچي نگفت و اروم زد کنار خيابون وايساد ..سريع پولشو حساب کرديم و پياده راه افتاديم -عجب آدم بي فرهنگي بودا ماهان: داشت با چشاش قورتم ميداد ايييششش مرتيکه چشم وزغي -اخه کجاي چشاش شبيه وزغ بود؟ ماهان: من چمي دونم لابد يه چيزي بوده که من ميگم ديگه..از قديما گفتن تا نباشد چيزکي مردم نگويند چيز ها - آخه مردم که تو ماشين نبودن ماهان شونه اي بالا انداخت و با خيالي راه رفت ..يهو ماهان داد زد ماهان: وايييي يچي بگو حوصلم پوکيد -چي بگم؟ ماهان: خب من ميگم ..به نظرت کي به عنوان نفوذي ميره تو گروه - نميدونم ولي احتمالا کسي که زن و بچه يا پدر و مادر پير نداشته باشه ماهان: اها خب رادمهر که زن و بچه داره...بقيه هم که پدر و مادر دارن ميمونه من و درخشان و تو -ماهان گفته باشم سرهنگ گفت قبول نميکنيا ماهان با اعتراض وايساد: چرا؟ -من حوصله غر غرهاي مامان رو ندارما ماهان: خودم جواب خاله رو ميدم -مامان بزاره من نميزارم ماهان: چرا؟ -همين که گفتم حرف مفت نزن ماهان: باشه بابا بيا بريم واسه شام يه چي بگيريم و به يه فست فودي اشاره کرد .جون به جونش کني فست فود خوره اين پسر - باشه ..ولي تا آخر هفته اجازه نداري فست فود بخوري ماهان: باشه چشم منم منتظر دستور بودم عاليجناب بهش چشم غره رفتم که نيشش تا آخر وا شد و رفت تو فست فودي