رویاهایگمشده ツ
با هق هق گفت دختره:من واقعا..ازتون..ممنونم آقا..نميدونم اگه شما نبوديد..چي ميشد به اينجا که رسيد ه
عقب نشست و آدرس رو داد و من راه افتادم به سمت مقصد
جلوي يه ويلاي بزرگ توقف کردم
واقعا بزرگ بود و با شکوه
کيارش:تو همين جا صبر کن تا من بيام..ماشينو خاموش نکن سريع ميام
-چشم آقا
پياده شد و به طرف در ورودي رفت
دستش رو روي آيفون فشار داد و چيزي گفت که نفهميدم
چند لحظه بعد در باز شد و کيارش به داخل رفت
يه صداي حالت وز وز توي گوشم پيچيد
فهميدم آرمينه که ميخواد ارتباط بر قرار کنه
دستم رو بردم پشت لاله ي گوشم و يه چيز خيلي کوچيک رو فشار دادم تا ارتباط برقرار شه
آرمين:چه عجب جنابعالي جواب دادي
-وا خو کار داشتم
آرمين:باشه فهميدم ..شک که نکردن؟
-نه نکردن
آرمين:باشه هر چي شده تعريف کن ببينم
همه چيزو به جز قضيه ي دعوا براش تعريف کردم و اونم گفت که همه چيزو به سرهنگ ميگه
آرمين: مواظب خودت و جاويد هم باش ..خداحافظ
-باشه ..خداحافظ
تماس رو قطع کردم
يه دقيقه بعدش هم کيارش با حالت دو از ويلا خارج شد
نفس نفس ميزد
کيارش:حرکت...کن..زود باش..تا ..نيومدن
متوجه چند تا مرد مسلح شدم که از در حياط اومدن بيرون و طاف رو نگاه کردن و يکيشون با اسلحش به ما اشاره کرد
کيارش :بجمب ديگه
نرو جا زدم و نده عقب گرفتم و با يه چرخش ماشين رو سر و ته کردم و گاز دادم که پشت سرمون پر شد از دود هاي سفيد
با نهايت سرعت ميرفتم که ميتونم بگم ماشين يه جورايي داشت پرواز ميکرد
حدود 50 کيلوتري که از اونجا دور شديم بالاخره آقا لب به کلام گشود
کيارش:افرين خوشم اومد دست فرمونت خوبه
-نظر لطفتونه
کيارش:برو به(.....)
الهي داغت به دل ننت بمونه خو دستم شکست از بس فرمون تکون دادم
داشتم مسير رو ميرفتم که صداي اس ام اس موبايلش بلند شد
کيارش:بله؟
_.....
کيارش:نه من اونجا نيستم
_......
کيارش:ولي بابا ...
_.....
کيارش:چشم ميرم
گوشي رو قطع کرد و با کلافگي دستي به پيشونيش کشيد و پوفي کرد
-جسارتا آقا مشکلي پيش اومده؟
کيارش:نه مسير عوض شد ..برو شرکت بعدشم خودت برو خونه و وسايلت رو جمع کن
-چشم آقا
مسيرو به طرف شرکت تغيير دادم و جلوي شرکت پيادش کردم
سرشو از شيشه يکمک راننده داد داخل
کيارش:ماشين رو با خودت ببر ..فردا ساعت 6 اينجا باش
-چشم آقا
دوباره راه افتادم طرف خونه ي هميشگي
****
-تيرداد .تيرداد؟کجايي؟
دادزد:اينجام بيا تو اتاق
از پله ها با سرعت رفتم بالا و درو باز کردم
ماراچهنیازاستبهتحسینِخلایق؛
هرکسکهشودعبدِعلی'ع،کاردرستاست.
#مولا_علی
خودکار ۲۵ تومنه، غلط گیر ۸۵ تومنه،
رو کاغذم اشتباه کنیم برامون گرون تموم میشه
چه برسه "زندگی"
تنها مردی که جلوی زور ایستاد؛
در دنیایی که همه جلوی ابر قدرتها زانو زدن..!
#رهبر_شهید