5.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️موضوع حجاب و عفاف کاری از دختر خوبمان زهرا شهمیری دبستان نبوت 🌸
15.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️موضوع فواید کتاب خوانی کاری از دختر خوبمان زهرا شهمیری کلاس چهارم دبستان نبوت 😍
14.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️کلیپ احادیث در مورد نماز کاری از دختر خوبمان یزدانی کلاس سوم دبستان نبوت🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✴️مهارت نه گفتن کاری از دختر خوبمان حسنی سخایی کلاس دوم دبستان نبوت 🌺
10.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️ موضوع آسیب های اجتماعی
کاری از دختر خوبمان ثنا منصوری کلاس دوم دبستان نبوت 🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✴️ موضوع آسیب های اجتماعی. روان گردان ها
ارسالی از دختران خوبمان هانیه وفاطمه سادات علوی دبستان نبوت
#بسیج
حضرت امام خمینی(سلام الله علیه):
" تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیّه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. "
١٣٦٧/٩/٢
صحیفه امام خمینی - جلد ۲۱ - صفحه ۱۹۴
🔸 دبستان صفایی یک
کلیپ ارسالی از دانش آموز رقیه کریمی ۱۱ انسانی دبیرستان نرجس متوسطه دوم
نام داستان = چرا اینگونه شد ؟!؟!
آسمان بغض کرده بود و آرام ، آرام از گوشه ی چشمانش اشک
می ریخت و هق هق می کرد . بغض داخل گلویش سنگینی می کرد .
داخل یک شهر کوچک در یک کوچه ی باریک ، پشت دنباله ی
لباس خدا ، خانه ای بود بسیار کوچک . داستان غم انگیز زندگی
مرد در همان خانه خلاصه می شد .
درون خانه پر بود از غم و غصه . پدر و مادر کنار هم نشسته بودند
و به خاطر وضع پسرشان اه می کشیدند و قلبشان تکه تکه می شد .
پسر آنها معتاد به مواد مخدر بود و زندگی خود و خانواده اش را
در آتش اشتباهات خود می سوزاند .
مواد مخدر روح و وجود مرد را تیره و کدر کرده بود . مرد با دستان
خودش زندگی خود و خانواده اش را از بین می برد . پدر هر کاری
می کرد تا پسرش را ازاین دام دربیاورد . البته کار زیادی هم از دستش
برنمی امد چون اگر چیزی طبق خواسته ی پسر پیش نمی رفت خانه را
روی زمین و آسمان معلق می کرد .
مرد تمام چیز هایی را که داشت می فروخت تا بلکه پول مواد مخدرش را
به دست آورد . او هرچیزی را که داشت از دست داد . تمام خاطراتش ،
تکه تکه های وجودش را به چند تومان می فروخت . انقدر فروخت و فروخت
که دیگرچیزی نداشت به همین خاطر مجبور شد وسایلی که پدر و
مادرش به خاطربه دست آوردن آن جان کنده بودند را بفروشد . پدر و مادر
هم فقط خون می گربستند .
گاهی پدر و مادر برای پسرشان آرزوی مرگ می کردند ولی وقتی برای
پسرشان آرزوی مرگ می کردند تمام روز های خوش کودکی پسر جلوی
چشمهایشان قدم می زدند .
مرد حتی آبرو و احترام خود را فروخته بود . به خاطر تمام شکست ها
و نداشته هایش همه را گناه کار می دید به جز خودش .
مرد قلب پدر و مادر را له می کرد و بی اعتنا از آنها می گذشت . پدر و مادر
هم کاری جز سکوت نداشتند . سکوتی که درونش پر بود از فریاد ها ،
جیغ ها و غوغاها.
ولی قلب مرد سوراخ بود . روز ها از پی هم می گذشتند . مرد تکه ها ی
بیشتری از وجود خود را می فروخت و خود را نابود می کرد . پدر و مادر
هم پژمرده و پرپر می شدند تا اینکه روزی اتش وجودشان خاموش شد
و فقط مرد ماند و ثروت ناچیز پدر .
مرد بی توجه به خاطرات خود و پدرو مادرش و بی توجه به همه چیز
خانه ی پدری را فروخت و قلب خود را در آنجا جای گذاشت .
مرد همه چیز را در مقابل هیچ از دست داد . فقط خود مانده بود و خود .
یک جسم بی روح . یک سینه ی خالی از قلب .
آتشی که خود درست کرده بود و همه چیز را در خود سوزاند .
دیگر نه پدر و مادر برمی گشتند ، نه خانه ی پدری ، نه کودکی مرد ، نه
چشم های همیشه پر مهر مادر ، نه قلب بی نهابت بزرگ پدر و نه آغوش
گرم خاطرات کودکی ، هیچ کدام دیگر برنمی گشتند .
همه ی ان خاطرات خوش و تلخ را باد به آسمان ها برده بود و زندگی مرد
خالی از مهر و پر از درد ، مثل یک فیلم هرروز تکرار می شد .
و تنها سوال مرد از خودش و از خدا این بود :
چرا این گونه شد ؟!؟!
نویسنده = راحیل عزیزی۸٫۱
دبیرستان شهیدین فاطمی
هفته پیشگیری از آسیب های اجتماعی
موسوی زبان شهیدین:
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
Imam Khomeini (may his grave be sanctified):
Mobilization is the love school and the obscure martyrs and witness academy.
It's clienteles sing attestation and courage on it's loftly minarets.
امام خمینی (قدس سره):
بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنام است
پیروانش بر گلدسته های رفیع آن شهادت و رشادت سر دادند
با تشکر از سرکار خانم موسوی دبیر زبان
#واحد مقاومت دبیرستان شهیدین فاطمی