14.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ساخت اسلایم خیلی راحت👆🏻
مواد لازم:
شامپو بچه(فیروزه)
شکر{2 قاشق مرباخوری}
رنگ[اگه دوست داشتید]
#موضوع_اسلایم🎀
دبیرستان:شهید هندویان💜
صاحب اثر:فاطمه سادات قریشی💚
معاون پرورشی:خانم نیازمند💛
کلاس: هفتم رز⁴💗
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#اموزش گل هایی زیبا🎀
#موضوع_کاردستی💙
دبیرستان:شهید هندویان💜
صاحب اثر:فاطمه سادات قریشی💚
معاون پرورشی:خانم نیازمند💛
کلاس: هفتم رز⁴💗
هدایت شده از M.T. A
🌈 گزارش تصویریِ 🌈
کلاس آموزش خانواده استاد سیفی
--------------------------------------------م
دبیرستان امام موسی صدر.ناحیه۱قم
امروز شنبه ۲۵ / ۱۰ / ۱۴۰۰
❌ توجّه ❌
۱. بنا به استقبال گرم حاضرین از کلاس استاد مقرر گردید تا حداقل هفته ای یک جلسه در خدمت ایشان باشیم.
۲. با سپاس از حاضرین امروز، منتظر ثبت نام و حضور گرم سایر اولیای محترم نیز هستیم.
۳. جلسه با صدای دلنشین دانش آموز عزیزمان، قاری ممتاز نوجوان استان و حرم مطهر، محمد مهدی غروی قوچانی شروع و جلسه معطر به رایحه قرآنی گردید.
هدایت شده از مریم خلج
#ام_البنین
گفتم ام البنین، دلم پا شد
گرههایی که داشتم وا شد
مادر آب را صدا زدم و ...
خشکسالم شبیه دریا شد
سورهی حمد نذر او کردیم
گم شده داشتیم و پیدا شد
با ادب بود و روی دامانش
تا گل نازدانهای جا شد
... به مدینه نگفت مادر شد
گفت، مولای شهر بابا شد
با کنیزیّ خانوادهی عشق
در دو عالم عزیز زهرا شد
خادمی کرد تا که عباسش
از ازل تا همیشه آقا شد
همهی بچه هاش عیسایند
گرچه عباس او مسیحا شد
آن قَدَر خرج گریه شد افتاد
آن قَدَر خرج گریه شد تا شد
تا قیامت به احترام حسین
ذکر لبهاش واحسینا شد
گفت: گفتند روز عاشورا
در غروبی که خیمه غوغا شد
بیت تقسیم آبروی حرم
مشک بی آب، سهم سقّا شد
کاش دست عمود نخلستان
سدّ راهش نمیشد، امّا شد
گفت: گفتند بعد آنی که
علیِ اکبر ارباًاربا شد
قد سقّا شبیه قاسم شد
قدّ قاسم شبیه سقّا شد
گفت: گفتند بر سر نیزه
سر عبّاس من تماشا شد
بسته بودند اگر نمیافتاد
بسته بودند اگر به نی جا شد
خوب شد همره حسین نرفت
در مسیری که سر به نیها شد
خوب شد مجلس شراب نرفت
در همان جا که جشن برپا شد
هدایت شده از پرورشی هدایتی ۳
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فاطمه خوشرفتار کلاس دوم مینا خانم داداشی دبستان مهدی معاون پرورشی خانم کاشانی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فاطمه خوشرفتار کلاس دوم مینا خانم داداشی دبستان مهدی معاون پرورشی خانم کاشانی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مادران شهدا را فراموش نکنیم...
حاج خانوم چرا گریه کردین؟
مادر شهید: بیاین خونه هامون یه سر بهمون بزنید. چرا نمیاین...
📚 داستان کوتاه
شرط جالب و عجیب پیرزن
سه تا دانشجو بودیم توی دانشگاهی در یکی از شهرهای کوچک قرار گذاشتیم همخونه بشیم.
خونه های اجاره ای کم بودند و اغلب قیمتشون بالا .
می خواستیم به دانشگاه نزدیک باشیم قیمتشم به بودجمون برسه.تا اینکه خونه ی پیر زنی را نشانمان دادند . نزدیک دانشگاه ،تمیزو از هر لحاظ عالی. فقط مونده بود اجاره بها!
گفتند این پیرزن اول می خواد با شما صحبت کنه، رفتیم خونه اش و شرایطمون رو گفتیم
پیرزن قبول کرد اجاره را طبق بودجمون بدیم
که خیلی عالی بود .
فقط یه شرط داشت که هممونو شوکه کرد
اون گفت که هرشب باید یکی از شماها برای نماز منو به مسجد ببره در ضمن تا وقتی که اینجایید باید نمازاتون رو بخونید.
واقعا عجب شرطی،
هممون مونده بودیم من پسری بودم که همیشه دوستامو که نماز می خوندن مسخره می کردم دوتا دوست دیگمم ندیده بودم نماز بخونن .اما شرایط خونه هم خیلی عالی بود.
پس از کمی مشورت قبول کردیم.
پیرزن گفت یه ترم اینجا باشین اگه شرطو اجرا کردین می تونین تا فارغ التحصیلی همینجا باشید.
خلاصه وسایل خودمونو بردیم توی خونه ی پیرزن.شب اول قرار شد یکی از دوستام پیرزنو ببره تا مسجد که پهلوی خونه بود.پاشد رفت و پیرزنو همراهی کرد.نیم ساعت بعد اومد و گفت مجبور شدم برم مسجد نماز جماعت شرکت کنم.
هممون خندیدیم.
شب بعد من پیرزنو همراهی کردم با اینکه برام سخت بود رفتم صف آخر ایستادم و تا جایی که بلد بودم نماز جماعتو خوندم.
برگشتنه پیرزن گفت شرط که یادتون نرفته من صبحا ندیدم برای نماز بیدار بشید.
به دوستام گفتم از فردا ساعتمونو کوک کردیم صبح زود بیدار شدیم چراغو روشن کردیم و خوابیدیم.
شب بعد از مسجد پیر زن یک قابلمه غذای خوشمزه که درست کرده بود برامون آورد.
واقعا عالی بود بعد چند روز غذای عالی.
کم کم هر سه شب یکیمون میرفتیم نماز جماعت برامون جالب بود.
بعد یک ماه که صبح پامیشدیمو چراغو روشن می کردیم کم کم وسوسه شدم نماز صبح بخونم من که بیدار می شدم شروع کردم به نماز صبح خوندن. بعد چند روز دوتا دوست دیگه هم نماز صبح خودشونو می خوندند.
واقعا لذت بخش بود .لذتی که تا حالا تجربه نکرده بودم.
تا آخر ترم هر سه تا با پیر زن به مسجد میرفتیم نماز جماعت .خودمم باورم نمی شد.
نماز خون شده بودم اصلا اون خونه حال و هوای خاصی داشت. هرسه تامون تغییر کرده بودیم. بعضی وقتا هم پیرزن از یکیمون خواهش می کرد یه سوره کوچک قرآن را بامعنی براش بخونیم.
تازه با قرآن و معانی اون آشنا می شدم.
چقدر عالی بود.
بعد از چهار سال تازه فهمیدیم پیرزن تموم اون سوره ها را حفظ بوده پیرزن ساده ای در یک شهر کوچک فقط با عملش و رفتارش هممونو تغییر داده بود.
✅ دریافت اخبار ، اطلاعیه ها، بخشنامه ها از کانال روابط عمومی اداره آموزش و پرورش ناحیه یک
از نرم افزار داخلی ایتا
◀️ کانال اطلاع رسانی روز آمد
به آدرس
🆔 @ettelaresani_roozamad
کانال مخصوص فعالیت همکاران ارجمند و دانش آموزان عزیز به نشانی
🆔 @madares_qomn1
◀️ آدرس سامانه اینترنتی
آموزش و پرورش ناحیه 1 قم
👇👇👇👇👇👇👇
http://n1-qom.medu.ir
لطفا اطلاع رسانی کنید.
حدیثی از امام علی علیه السلام :
هرگاه کسی به نماز می ایستد
شیطان حسودانه به او می نگرد
به خاطر آن که می بیند رحمت خدا او را فرا گرفته است.🌿🌾
#موضوع_حدیث🧡
#بیرستان:شهید هندویان💜
#صاحب اثر:فاطمه سادات قریشی💚
#معاون پرورشی:خانم نیازمند💛
#کلاس: هفتم رز⁴💗