ساختارشناسی پروپوزال(قسمت سوم)
5- اهداف تحقيق :
در اجراي پژوهش هاي علمي پس از بيان مساله تحقيق ، پژوهشگر قصد خود را به صورت عملياتي كه از طريق مشاهده هاي عيني قابل دستيابي است بيان مي كند . در برخي از پژوهشها محقق به جاي طرح سئوال هاي پژوهشي يا فرضيه ، فقط به بيان هدف مي پردازد.
براي مثال ، هدف يك تحقيق را مي توان به صورت زير بيان نمود :مشخص كردن سير تحول آموزش فني – حرفه اي در ايران .
براي بيان هدف بايد از يك فعل كنشي استفاده كرد . در مثال فوق «مشخص كردن » به عنوان فعل كنشي به كار رفته است .
اما هدف بالا بايد در اهداف جزيي متبلور شود به طور مثال مي توان با توجه به ابعاد مساله، اهداف جزيي ذيل را در نظر گرفت :
1- چگونگي پديد آمدن آموزش و پرورش در ايران .
2- رابطه آموزش فني – حرفه اي با ساير آموزش هاي رسمي كشور .
6- سئوالات تحقيق:
مساله ي تحقيق مي تواند در مطالعات كيفي و كمي بصورت سئوال بيان شود و غالباً شكل سئوالي بيان مساله ارجح است چرا كه ساده و گويا است و پژوهشگر را به سمت پاسخح دادن به اين سئوالات سوق مي دهد .
سئوالات تحقيق را مي توان به سه دسته تقسيم كرد : الف – توصيفي ب- رابطه اي ج- تفاوتي
الف – سئوالات توصيفي : در اين سئوالات از كلمات پرسشي « چه مي باشد؟» ، « چيست ؟» ، «چگونه است ؟» و ... استفاده مي شود . براي مثال ، در مساله ، پيشرفت تحصيلي دانش آموزان سوم راهنمايي مناطق تابعه شهرستانهاي استان تهران شركت كنندگان در آزمون پيشرفت تحصيلي ، مي توان نوشت : سطح پيشرفت تحصيلي دانش آموزان سوم راهنمايي مناطق تابعه شهرستانهاي استان تهران شركت كنندگان در آزمون پيشرفت تحصيلي چگونه است ؟
ب- سئوالات رابطه اي :در اين دسته سئوالات ، چگونگي رابطه ي دو يا چند متغيير مورد نظر قرار مي گيرد . براي مثال ، چه رابطه اي بين مفهوم خود و پيشرفت تحصيلي وجود دارد ؟
ج- سئوالات تفاوتي : اين سئوال ها با تفاوت سطوح متغييرها سروكار دارد و معمولاً به شكل زير بيان مي شود :
آيا بين پيشرفت تحصيلي دختران و پسران پايه سوم راهنمايي تفاوتي وجود دارد ؟
*ساختار شناسی پروپوزال(قسمت چهارم)
7- فرضيات تحقيق :
فرضيات تحقيق حدس و گمان هاي خردمندانه اي است كه پژوهشگر در مورد روابط دو يا چند متغيير تحقيق خود دارد . فرضيات تحقيق بايد بصورت خبري بيان شود و نشان دهنده نتايج مورد انتظار از تحقيق باشد، بطور مثال :«بين مفهوم خود و پيشرفت تحصيلي رابطه مثبتي وجود دارد»
يك فرضيه هيچگاه اثبات يا ابطال نمي شود ، بلكه براساس داده هاي بدست آمده فقط تاييد يا رد مي شود . فرضيه ها بطور منطقي حدس ، گمان واحتمالي هستند و شواهد تجربي پژوهشگر را قادر مي سازد تا به نتيجه برسد كه بيان آن از نظر احتمالي صحيح است و بطور منطقي مي توان آنرا قبول كرد .
هرچند در بالا گفته شد كه فرضيات براساس حدس و گمان و احتمال پژوهشگر بيان مي گردند اما لازم به توضيح است كه اين حدس و گمان بايد بر اساس مفاهيم و يا نظريه هاي مرتبط با مساله و مشاهده هاي تجربي ناشي از تحقيقات قبلي باشد .
8- پيشينه تحقيق:
بطور كلي مي توان گفت پيشينه تحقيق نقد و بررسي دانش و اطلاعات موجود درباره موضوع تحقيق مورد نظر است . اگر اين نقد و بررسي درست انجام شود به بيان مساله كمك شاياني خواهد نمود.
در اينجا از اهداف نوشتن پيشينه تحقيق مي توان به 4 مورد ذيل اشاره نمود:
الف – تعريف و تحديد مساله : پژوهشگر مي تواند با مطالعه تحقيق هاي پيشين با گستره موضوع مورد مطالعه آشنا شود و با توجه به مفهومي كه در اين باره يافته است موضوع هاي فرعي آنرا مشخص كرده و مساله تحقيق را محدودتر كند.
ب- قرار دادن يافته هاي تحقيق در چارچوب تحقيقات قبلي : يعني پژوهشگر بيان مي كند كه تحقيقات قبلي چه سهمي در روشن شدن مساله مورد بررسي داشته اند و تحقيق خود چه نقشي در گسترش دانش درباره مساله مورد مطاله و بررسي خواهد داشت .
ج- اجتناب از دوباره كاري : پيشينه تحقيق مي تواند به پژوهشگر كمك كند تا از تكرارهاي ناخواسته خودداري نمايد و اگر تحقيق مشابهي انجام شده شايد پژوهشگر بخواهد عمداً تحقيق را براي اطمينان از نتايج آن تكرار كند.
د- انتخاب روش ها و ابزار اندازه گيري دقيق تر: با بررسي پيشينه تحقيق مي توان از ابزار اندازه گيري ، روش نمونه گيري و امثال آن آگاه شد و به نقاط قوت و ضعف آن پي برد و براي تحقيق موجود طرح تحقيق مناسبي را در نظر بگيرد.
براي پيشينه تحقيق مي توان از منابعي مانند: مطالعات ، نوشته هاي يك نظريه پرداز و محقق ، گزارش يك نظريه يا ناظر ، مطالعات تجربي منتشر شده در مجلات(علمي و فصلنامه ها)، نمايه ها و چكيده ها ، گزارش هاي تحقيق و پايان نامه ها ، كتابها ، مقالات منتشرشده استفاده نمود.
*نگاهی به جایگاه جهانی رازی به مناسبت سالروز تولد او (بخش اول) محمد بن زکریا یحی رازی طبیب، فیلسوف و علامه در علوم دانش های باستانی که مترجمانِ کتاب هایش به زبان لاتین که به او رِیزِز گفته اند و در آثار اروپایی بیشتر بدین نام مشهور است و گاهی هم او را رازی می نامند، در شهر ری چشم به جهان گشود. در جلد چهارم کتاب تاریخ ایران به نوشته سیدحسین نصرکه در باب علوم زیستی است، محمد بن زکریا این طور معرفی شده است: زندگی زکریای رازی در چند مرحله سپری شد. وی در آغاز به تحصیل ریاضیات، نجوم، فلسفه و کیمیا پرداخت و از میانسالی به دانش پزشکی علاقهمند و پس از کسب شهرت عازم بغداد شد و در بغداد به حاذقترین پزشک آوازه یافت و در واقع ماندگاری نام وی در تاریخ بیشتر به واسطه دانش او در پزشکی و داروسازی بوده است. بی گمان می توان از محمدبن زکریای رازی به عنوان مهمترین داروشناس دوره اسلامی نام برد. رازی که توجه زیادی به داروسازی داشت، کتاب های بسیاری در این زمینه تألیف کرد. این آثار یا تکنگاشتهاند یا کتابهاییاند که در بخش هایی از آنها به شرح خواص دارویی گیاهان، مواد معدنی و دارویی پرداخته شده است. در حقیقت، رازی پایههای داروشناسی و داروسازی امروزی را بنیان نهاده است و به سبب فعالیت های دارویی و ابداعات وی از او با عنوان پزشک داروساز یاد می کنند.
ممارست و تجربه طولانی او با بیماران مختلف به توانایی اش در مشاهده و گزارش نویسی بسیار کمک کرده است. شاهکار رازی را باید کتاب الحاوی دانست زیرا این اثر به عنوان دقیقترین سند موجود درباره پزشکی بالینی در جهان اسلام شناخته میشود. این پزشک نامی در موارد بسیاری از کتاب های خود به ۲ بیمارستان بغداد و ری اشاره کرده است. رازی در دنیای غرب پدر طب کودکان لقب گرفت و در این زمینه کتابی با نام تدبیر الصبیان یا پزشکی کودکانتألیف کرد که تا آن زمان سابقه نداشت.
* نگاهی به جایگاه و خدمات رازی(قسمت دوم)
مورخان طب و فلسفه، استادان رازی را سه تن با نام هایابن ربن طبری، ابوزیذ بلخی و ابوالعباس محمد بن نیشابوری ایرانشهری یاد کرده اند.
علی بن رب طبری مولف کتاب فردوس الحکمه در روزگار متوکل درس طب و فلسفه آموخت و در پایان عمر به ری آمد، در آنجا و در دیگر شهرهای ایالت جبال، منزلتی بسیار عالی یافت و دانشجویان فراوانی از جمله رازی از محضر درسش استفاده می کردند. فردوس الحکمه دایره المعارفی است که یکی از قدیمیترین و معتبرترین آثار جامع طب اسلامی به شمار می رود و از نخستین کتاب های پزشکی است. ابن ربن در این کتاب از نظرات بقراط، جالینوس، ارسطو، ابن ماسویه، حنین بن اسحاق و رسالههای هندی و دیگر آثار گذشتگان بهره برده است. رازی در آثارش بارها از آراء استاد خویش علی بن رب طبری یاد کرده است.
ابوالعباس محمد بن نیشابوری ایرانشهری از دیگر استادان زکریای رازی به شمار می رود که در فلسفه و کلام، نجوم و علوم فلکی، قومشناسی و تاریخ ادیان و اقوال ملل، دستی چیره داشته و در ثبت عقاید عامه ایرانیان بسیار کوشیده است، به طوری که ناصرخسرو در زادالمسافرین در صفحه ۹۸ از شخصی به نام ایرانشهری به عنوان استاد و مقدم محمد زکریا نام میبرد اما هیچ نشانی از این شخص به دست نیامده و از او کتاب و اثری مستقل به روزگار ما نرسیده است اما ناصرخسرو ۲ کتاب به نامهای جلیل و اثیررا به وی نسبت میدهد.
همچنین رازی در فلسفه شاگرد احمد بن طیب سرخسی بود اما رازی با فلسفه مشایی آنها مخالفت داشت. رازی در فلسفه اسلامی از موقعیتی یگانه برخوردار بود و از بیشتر متکلمان گرفته تا داعیان اسماعیلی در زمینه فلسفه با او مخالف بودند.
گفتنی است زکریای رازی افزون بر طب و فلسفه در کیمیاگری هم شهره بود. رازی کار کیمیا را به علم مادی و شیمی تبدیل کرد. در کتاب نصر آمده است که او بیشتر به شیمی عملی علاقه داشت تا کیمیای نظری. کتاب مشهور او در این باره الاسرار کتابی که پر از توصیفهایی درباره ابزار کیمیاگری است.
برخی از شاگردان رازی درباره مجلس درس او گفته اند یک ردیف از شاگردان در برابر وی می نشستند و پشت سر آنان ردیفی دیگر از شاگردان و به ترتیب پشت سر هم و وقتی که رازی وارد می شد و مطلب علمی مربوط بدان درس را بر نخستین ردیف در میان می گذاشت اگر آنان آن مطلب را می فهمیدند باید برای ردیف بعدی تعریف می کردند و اگر همه در می ماندند خود به سخن می پرداخت و مشکلات را حل می کرد. در همین زمینه کتابی با عنوان التلامیذ که چگونگی تربیت دانشجو بوده از رازی باقی مانده است.
باید یادآور شد که همگان رازی را به عنوان بزرگترین پزشک ایران و جهان اسلام می شناسند. او در کتاب های خود تمام تجربه های پزشکان یونان، روم، ایران و هند را یک جا گرد آورده و همچنین مشاهدات و آزمایش های خود را نیز جهانی در جایگاه والا با ذکر نام و نشان بیمارانِ مراجعه کننده بر آنها افزوده و با تشریح کامل، مراحل هر بیماری را شرح داده است. او توانست با کشف علاج بیماری های مختلف بزرگترین خدمت را به عالم بشریت انجام دهد. رازی نخستین پزشکی است که فرآورده های شیمیایی را در پزشکی وارد ساخت و با موادی که خود ترکیب و آن را برای بیماران تجویز می کرده است و به علت نوآوری هایش در جراحی ها او را جراح لقب داده اند.