کنفرانس ملی کودکان استثنایی از منظر روانشناسی تربیتی ، علوم شناختی و آسیب شناختی - 22 آبان 1398 - دانشگاه شهید چمران اهواز
ihej-v10n1p1-fa.pdf
حجم:
774.2K
## معرفی مقاله:
تحلیل رفتاری اعضای هیئت علمی دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی در فرآیند ارتقاء علمی مجله آموزش عالی ایران. دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۷ ) ص. ۱-۲۳
محمد روشن*، مجتبی قاسمی
چکیده:
دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی نقش مهمی در تربیت نیروی انسانی ماهر و تولید فناوری دارند که دو عامل مهم رشد اقتصادی در کشورها هستند. نحوه جبران خدمات و ارتقاء درجه علمی اعضای هیئت علمی به عنوان مهمترین نهاده در فرآیند تولید دانش و فناوری همواره در کانون توجه دست اندرکاران امر بوده است. دانشگاه های ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و آئین نامه هایی برای ارتقاء اعضای هیئت علمی آنها تصویب و برای اجرا ابلاغ شده است. آخرین آئین نامه موجود در این زمینه مصوب سال 1394 بوده و از مهر 1395 اجرای آن الزامی بوده است. اعضای هیئت علمی که فرض میشود رفتاری عقلایی دارند و به دنبال طی کردن فرآیند ارتقاء درجه علمی خود با حداکثر سرعت ممکن هستند، با توجه به محدودیت و کمیابی منابع خود به مکانیسم انگیزشی حاصل از آئین نامه ارتقاء واکنش نشان داده و فعالیت های خود را بر مبنای امتیازات اعلامی در این آئین نامه تنظیم می کنند. واکاوی این رفتار و بررسی پیامدهای کلان آن هدف اصلی این مقاله است. تحلیل رفتار ارتقاء اعضای هیئت علمی با استفاده از آموزه های اقتصاد خرد حاکی از پایین بودن تمایل آنها به چاپ مقالات در نشریه های معتبر بین المللی، عرضه کمتر آموزش در مقطع کارشناسی و عدم شرکت در کنفرانس های بین المللی خارج از کشور است. پیامدهای کلان این رفتارهای فردی منجر به عرضه روزافزون مجلات داخلی، افت کیفیت آموزش
مقالات مشابه درباره آیین نامه ارتقاء اعضای هیات علمی دانشگاه ها از طریق این آدرس قابل دسترس است:
http://ihej.ir/browse.php?mag_id=28&&slc_lang=fa&sid=1
* متن سخنرانی استاد رسول جعفریان با موضوع میراث عاشورا(قسمت اول)
چند یادآوری درباره منبع شناسی عاشورا
الف: انبوهی منابع: میراث مکتوب ما از عاشورا، از لحاظ کمیت و کیفیت و دقت میراث قابل توجهی است؛ گرچه باید توجه داشته باشیم که اصولاً تاریخ اسلام با همین شکل روایت شده است.
به طور کلی باید گفت گزارش وقایع دوره صدر اسلام، همراه با یک حس علمی تاریخی، تقریباً با توجه به شرایط کتابت برای عرب، شگفت انگیز است. مقایسه این متون با آنچه مثلاً در باره تاریخ قدیم یونان یا اروپای قرون وسطی افتاده، نشانگر فزونی دقت و کمیت در میراث اسلامی است.
اگر شما انجیل را که روایت زندگی عیسی (ع) است، با سیره ابن اسحاق مقایسه کنید، تفاوت دو سطح فهم تاریخی را میتوانید بیابید. به نظر میرسد، درک عربی از تاریخ، درک بسیار بالایی بوده و این عوامل خاص خود را دارد.
آن مقدار میراث مکتوب که ما از مآخذ تاریخ اسلام داریم، اگر آنچه هم که مفقود شده به آن ضمیمه کنیم، میتوانیم ادعا کنیم در کمتر دوره از ادوار گذشته تاریخی، چنین میراثی در اختیار است. وضع تاریخ معاصر را که امکانات متفاوت شده را نباید با آن مقایسه کرد.
ب: لزوم داشتن درک علمی: داشتن درک علمی از میراث تاریخی ما در زمینه عاشورا، کمک شایسته ای به ما خواهد کرد تا بتوانیم حادثه مزبور را به خوبی بشناسیم؛ اما اغلب از داشتن یک درک علمی جدی فرار میکنیم.
علت آن هم این است که میخواهیم از این رویداد مذهبی تاریخی، به کار دین و اصلاح گری و دنیا و آخرتمان برسیم. یک طرف منابع فراوان و دقیق و طرف دیگر تمایلات مذهبی و عاطفی ماست که اجازه نمیدهد ما علمی و شفاف با این قضیه برخورد کنیم. مسأله عواطف، مذهب و کلام، درآمیختن این منابع با ادبیات از جمله مشکلاتی هستند که ما را از نگاه علمی، تا حد دور میکنند. اینها مسائلی است که هست، اما بسادگی نمیشود با آن مقابله کرد. با این حال، مطمئن هستم تنها یک شناخت دقیق و همه جانبه برای همه ما مهم است، شناختی که باید یک دوره علمی را با شفافیت پوشش دهد تا بعداً اگر ما یا دیگری از آن، برای اهداف احیاناً نادرستی استفاده کرد، قابل تصحیح باشد.
ج: میراث عاشورا را صرفاً نمیتوان شیعی دانست، کما اینکه سنی هم نیست، هر چند هر دو گرایش در روایتهای مختلف آن حضور دارد. مقصودم این است که بخشی از این میراث تاریخی است، آن هم توسط مورخانی که از تاریخ به عنوان یک ابزار علمی در حد روشها و معلومات آن زمان استفاده میکنند. اندکی بعد، این گزارشها، توسط گروههای مختلف مذهبی، رنگ مذهبی به خود گرفت. این امری علاوه بر گزارش تاریخی بود. اشاره خواهم کرد که عاشورا فقط تاریخ نیست، مذهب هم هست. اما میراث موجود، اساساً تاریخی است. معنای این سخن این نیست که گرایش مذهبی یا سیاسی در روایات آن وجود ندارد؛ و این امری عادی و واقع بینانه است، چون همان زمان هم نزاع نزاع مذهبی و سیاسی بوده است. اما نکته این است که در گذر زمان، گزارشها، مذهبیتر میشود. یک مورخ شیعی، با یک مورخ با گرایش اموی عثمانی، به هر حال، در انتخاب روایات، بکار بردن کلمات، اعتماد به نقلها یا عدم اعتماد و نقد آنها، متفاوت کار میکند. در اینجا قصدم بیان روایت مذهبی از یک تاریخ نیست، یا اگر هست، در حد، وجود تمایلات مذهبی در کلمات و ترکیب هاست.
د: لزوم داشتن علم منبع شناسی: وقتی در باره منبع شناسی عاشورا صحبت میکنیم، مقصودم فقط نگاه منبع شناسانه و سند شناسانه سنتی نیست. ما در یک دوره طولانی، این حس و آگاهی را نداشتیم که وقتی در باره کربلا یا بخشهای دیگر تاریخ اسلام مینویسیم، در آغاز، وضع منابع را روشن کنیم. ما حتی در دورههای اخیر هم، ضمن اینکه سنّتاً از ارزش «سند» در بررسی گزارشها واقف بودیم، اما در منبع شناسی، از روش علمی اطلاعی نداشتیم. منبع شناسی، صرفاً نقد سند بر اساس