🔴کتاب گویا🔴
گذری کوتاه به بخشهایی از زندگی یکی از نوابغ انقلاب اسلامی که مردی مجاهد در راه اسلام و آرمان های جمهوری اسلامی بود. مردی که حقیقتا مظلوم بود و مظلومانه نیز به همراه هفتاد و دو یار انقلاب به شهادت رسید.
من، محمد حسینی بهشتی، در دوم آبان ۱۳۰۷ در شهر اصفهان در محله «لومبان» متولد شدم. منطقه زندگی ما از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانوادهام یک خانواده روحانی است و پدرم هم روحانی بود. ایشان هم در هفته چند روز در شهر به کار و فعالیت میپرداخت و هفتهای یک شب به یکی از روستاهای نزدیک شهر برای امامت جماعت و کارهای مردم میرفت و سالی چند روز به یکی از روستاهای دور که نزدیک «حسین آباد» بود و به روستای دورتر از آن که «حسنآباد» نام داشت، میرفت.
آمدوشد افرادی که از آن روستای دور به خانه ما میآمدند، برایم بسیار خاطرهانگیز است. پدرم وقتی به آن روستا میرفت، در منزل یک پنبهزن بسیار فقیر سکونت میکرد. آن پیرمرد اتاقی داشت که پدرم در آن زندگی میکرد. نام پیرمرد «جمشید» بود و محاسن سفید، بلند و باریک، چهره روستایی و نورانی داشت. پدرم میگفت: «ما با جمشید نان و دوغی میخوریم و صفا میکنیم و من سفره ساده نان و دوغ این جمشید را به هر جلسه دیگری ترجیح میدهم». جمشید هر سال دو بار از روستا به شهر و به خانه ما میآمد و من بسیار به او انس داشتم...
🔴معرفی کتاب🔴
عنوان: خدا از من دفاع خواهد کرد: بررسی جریان های منجر به شهادت شهید بهشتی
نویسنده : محمدهاشم پوریزدان پرست
ناشر : سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،تهران،۱۳۹۶
🔰درباره کتاب:
این کتاب روایت تحلیل جریانات منتهی به شهادت ایشان است که به قلم یکی از خبرنگاران روزنامه جمهوری اسلامی که از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نیز بوده است، نگاشته و از این رو،در زمره آثار تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی محسوب می گردد