eitaa logo
کانون قرآن وعترت نور
82 دنبال‌کننده
369 عکس
288 ویدیو
6 فایل
کانال‌قرآن‌وعترت‌نور‌با‌هدف‌اشاعه‌ی‌سبک‌زندگی قرآنی‌به‌همه‌ی‌شیفتگان‌فرهنگ‌ناب‌اسلامی تقدیم‌می‌نماید
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ...
ادامه مطلب☝️ ... این اسماء وقتی که باز میشوند از طرف رب هست ، از طرف خودش هم میگوید :  " أَنا الَّذي أسـأتُ " من کسی هستم که گناه کردم " أَنا الّذي أَخْطأتُ " من کسی هستم که خطا کردم " أَنـا الَّذي هَمَمْتُ " من کسی هستم که اراده گناه کردم " أَنا الَّذي جهِلْتُ " من کسی هستم که جاهلم " أَنا الَّذي غفلْتُ " من کسی هستم که غافلم و ..‌. یعنی کمالات را به رب نسبت میدهد و نقص ها را به خودش نسبت میدهد ( هم وجود خدا برایش باز میشود و هم وجود خودش باز میشود ) . شما این دعا را که میخوانید ... اسماء اضافیست ، یعنی همینطور که خدا را نسبت به خودش میسنجد و خودش را نسبت به خدا میسنجد : " الهی و سیدی، الهی امرتنی و عصیتک " تو امر کردی ، من عصیان کردم ، یعنی تو آمِر هستی ، من عاصی هستم "  و نهیتنی فارتکبت نهیک " تو ناهی هستی من مرتکب هستم و همینطور ... باز میاید در اینجا که : " لا اِلهَ اِلا اَنتسبح انک اِنى کنتُ منَ الظالِمین " الاهی جز تو نیست و من ظالم هستم "لا اِله اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ المستغفِرین " تو الاهی ، من مستغفرم " لا اِله اِلا اَنت سبحانک اِنى کنت من الموحدین " هِی خدا و هِی خودش . " لا اله اِلا اَنت سبحانک اِنى " آنجا أنتَ ، اینجا إني ، تو - من " لا اِلهَ اِلاّ اَنت سبحانک اِنـّىکنت من الْوجلینَ " " لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ الرَّاجینَ " تو الاه هستی ، من راجی ( امیدوار ) هستم و همینطور ... دعای عرفات دعایی هست که کثرت بر دعا حاکم است ، کثرت اسمائی بر دعا حاکم است تا میرود و اوج میگیرد تا ... این دعا دو قسمت است ، آن قسمت آخرش خیلی اوج گرفته است و رفته است " اِلـهى اَنـَا الفقیر فى‌غِناى فکیف لا اکون فَقیراً " من کسی هستم که در عین اینکه غنی هستم فقیرم ، در عین اینکه عالم هستم جاهلم و همینطور میرود تا میرسد به آن جاهایی که دیگر خیلی اوج میگیرد در ... این قسمت دومش را بعضی ها گفته اند مالِ دعای عرفه نیست ، خیلی مضامین عرفانی عجیبی دارد ، مثلاً میگویند عرفا ضمیمه اش کرده اند ، ولی بعید است ، چون مطالب خیلی متعالی هست ، نمیشود که کار بشر باشد " باید از زبان معصوم در بیاید " " عمیت عین لا تراک علیها رقیبا " " كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقرٌ إليك " چگونه استدلال شود بر تو از روی چیزی که محتاج توست ، یعنی میخواهد بفرماید که : ( برهان یا انی هست و یا لمی هست ) برهان انی یعنی از معلول به علیت پی ببری ، مثلاً فرض بکنید که من وارد این اتاق میشوم ، میبینم که هوای بیرون سرد است و تا میایم اینجا میبینم گرم است ولی منبع حرارت را نمیبینم ، فقط احساس میکنم گرم است " میگویم اینجا گرم است ، هر جا گرم باشد ، منبع گرما وجود دارد ، پس در این اتاق منبع گرما هست ( یعنی از معلول به علت پی بردم ، از گرما به منبع گرما پی بردم ) این یک نوع ( این را برهان انی میگویند ) و نوع دیگری هم برهان لمی است ، لمی از علت به معلول میرسی ، یعنی مثلاً فرض کنید که من در بیرون آتشی را میبینم ( گرمایش را احساس نمیکنم ) فقط در بیرون میبینم که آتشی هست ، میگویم در آنجا آتش هست و هر جا آتش باشد گرما هم هست ، پس در آنجا گرما هم هست " اینجا از علت به معلول پی بردم ، از آتش به گرما استدلال کردم " . برهان انی خیلی برهان مرتبی نیست ، چرا ؟ برهان انی یعنی اینکه از روی عالَم به وجود خدا استدلال بکنیم ( بگوئیم که عالَم اینطور هست و اینطور هست ، پس یک خدایی دارد ) این برهان خیلی برهان محکمی نیست ، چرا ؟ چون وقتی که انسان به خدا شک دارد ، در علت شک دارد ، یعنی در معلول هم شک دارد ( بعد چطور از روی معلولی که مشکوک هست به خدا برسی ) " فرض اینست که ما بر خدا شک داریم " و میخواهیم خدا را اثبات بکنیم و میاییم از روی عالم ... وقتی که بر خدا شک داریم که علت هست ، شک در علت ، یعنی شک در معلول ، یعنی ناخودآگاه ما بر معلول هم شک داریم ( بر عالم هم شک داریم ) چطوری از عالَمی که شک داریم میخواهیم به خدا برسیم ؟ ( نمیشود ) . اینست که میفرماید چگونه استدلال به این موجودات بکنیم ، چگونه استدلال شود بر تو به چیزی که او در وجودش محتاج به توست ( ما بیائیم بر وجود خدا به چیزهایی استدلال بکنیم که آنها در وجودشان محتاج به تو هستند ) ، نمیشود . منطقیون یک عبارتی دارند که میگویند : معرف باید اجلی از معرف باشد ، یعنی شناسنده باید از شناخته شده قویتر باشد ، مثلاً ... شما اگر بخواهید از روی دنیا خدا را بشناسید باید دنیا جلی تر باشد ، در حالی که نیست ، دنیا فقیر هست ، عالَم فقیر هست . كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقرٌ إليك چگونه استدلال شود بر وجود تو به چیزی که او در وجودش محتاج به توست ... اینها مضامینی هستند که هر کس قبول نمیکند ، ( این توحید صدیقین میشود ، توحید صدیقین انگار اینکه از خدا ، خدا را بشناسی )... @serajetohid ادامه مطلب👇
هدایت شده از ...
ادامه مطلب☝️ ... ( این توحید صدیقین میشود ، توحید صدیقین انگار اینکه از خدا ، خدا را بشناسی ) اینجا خیلی اوج میگیرد :  ايكون لغيرك من الظهور ما ليس لك، حتى يكون هو المظهر لكَ آیا غیر از تو ظهوری دارد تا آن غیر بخواهد ظاهر کننده تو باشد ؟ خیر ، مثلاً ... یعنی تو پنهانی ، ما از روی موجودات تو را ظاهر بکنیم ، چنین چیزی نمیشود ، اصلاً اینها ظهور ندارند . " متى غبت حتى تحتاج إلى دليل يدلّ عليك ؟ " تو کی غایب بودی تا محتاج دلیل باشی ... " ومتى بعدت حتى تكون الْآثار هي الَتي توصل اِلْيْكَ " تو کی دور بوده ای تا اینکه آثار بخواهند ما را به تو نزدیک کنند ، ما از روی آثار به تو نزدیک بشویم ، تو کی از ما دور بودی " عميت عين لا تراكَ عليها رقيباً " کور باد آن چشمی که تو را مراقب خودش نمیبیند . خیال میکند تو خوابی و نمیبینی ، تو دوری و ما را نمیبینی . " وخسرت صفقةُ عبد لم تجعل له من حبّكَ نصيباً " زیان کرد آن بنده ای که ، حب تو را ( عشق تو را ) سرمایه خودش قرار نداد ... صَفقه ، یعنی سرمایه ... یعنی هر کس در این دنیا یک سرمایه ای از عشق تو دارد سود کرده است ، حالا برود و همه دنیا هم برای او باشد ، همه بهشت برای او باشد ، این ضرر کرده است .  إِلهی أَمرت بالرجوع إِلی الآثار فأَرجعْنی إِلیْک بکسوة الاءَنْوار خدایا تو ما را رجوع کردی که به آثارت مراجعه بکنیم ، در قرآن زیاد دارد که رجوع کنید ، بروید و دریاها را ببینید ، خورشید و ماه را ببینید ، ما را به آثار رجوع دادی ، اما مرا به سوی خودت رجوع بده با پوشاندن نور خودت ، یعنی از نور خودت در قلب یک چیزی قرار بده که من دیگر دنبال آثار نروم و از روی نور تو بر خود تو استدلال بکنم ( این همان برهان صدقین میشود ) که برهان صدقین از خدا بر خدا استدلال میکنند ... " و هدايةِ الْإستبصار،حتىٰ‌ أرجع إليْكَ منها كما دخلتُ إليكَ منها مصون السر عن النظر إِليها " آنچنان مرا به سوی خودت حرکت بده که من مصون بمانم از اینکه ذره ای به آثار توجه کنم ، ذره ای به این دنیا توجه کنم ، یعنی دنیا حتی به این نمی ارزد که با آن خدا را اثبات بکند ، با اینکه دنیا دنیای خوبی است ، یعنی انسان بخواهد از روی دنیا خدا را اثبات کند خوب است ولی میفرماید همین را هم نمیخواهم ، چنان مرا قرار بده که سرِّ من و روح من محفوظ بماند از اینکه بخواهم به دنیا نظر بکنم و بخواهم از روی دنیا تو را اثبات بکنم . " ومرفوع الهمة عن الإعتماد عليها " " إِلهي هذا ذلي ظاهر بين يديك " این ذلت من هست که ظاهر است بین دو دست تو و " و هذا حالي لا يخفى عليك منْك أَطلب الوصول إِلَيْكَ " میخواهم که به سوی خودت برسم و به خودت استدلال میکنم بر خودت . برهان صدیقین همین هست ، نه از معلول به علت استدلال میکنند و نه از علت به معلول استدلال میکنند ، از خود خدا بر خود خدا استدلال میکنند ... "  بكَ‌ أستدل عليْكَ؛فاهدنى بنوركَ‌ إليك " پس تو هم با نورت مرا هدایت کن ، نه با استدلال و برهان و آیات و ... خیر ، اینها را نمیخواهم ، چیزهایی که فیلسوفان با آن ... تو نور خودت را در قلبم قرار بده ( آفتاب آمد دلیل آفتاب ) ... یک نوری در قلبم قرار بده که من از نور تو بر خود تو استدلال بکنم و دیگر دنبال این و آن نروم . " فاهدنى بنوركَ‌ إليكَ‌ " و تا به آخر که اوج میگیرد ... چون مضامین خیلی عرفانی هست ، بعضی ها گفته اند که این قسمت دعا مالِ امام حسین نیست و عرفا نوشته و ضمیمه کرده اند ، در حالی که حرف ، حرفِ ... متأسفانه اینطور هست که وقتی کلمات ائمه اوج میگیرد و آن حالات عرفانی شدید ، یعنی آن حالت های فنا ، در حالت های ... کلماتی از آنها صادر میشده ، بعد میگویند اینها مالِ ائمه نیست ، مثل اینکه ائمه باید همیشه حرف های سطح پائین ... مثل کتاب مصباح الشریعه از امام صادق ع خیلی مضامین عرفانی عجیب ... این کتاب را هم میگویند مالِ امام صادق نیست و عرفا نوشته اند و به امام صادق ع بسته اند ، در حالی که کلمات چیزی هست که نمیشود مالِ آدم معمولی باشد ( یک فیلسوف این کلمات را بگوید ، چنین چیزی نمیشود ) . نظرم از نقل این حرفها این بود که شما در دعای عرفه کاملاً میبینید که امام خودش را در مقابل خدا تفصیل ... خصوصیت وادی عرفات همین تفصیل یافتن ، اینکه انسان ظهور اسماء را بر خودش مشاهده بکند ، این تجرید تخلیص نیست ، این برای امام عیب نیست ( برای ما عیب است ) ، برای کسی که در سفر سوم هست عیب نیست ، برای کسی که به سوی خدا میرود ( به وادی توحید رسیده است ) کثرات را میبیند ، در بطن کثرات خدا را میبیند و یا خودش را میبیند ، خدا را نسبت به خودش رازق میبیند که پای من در اینجا وسط هست . اگر انسان رفت و در وادی فنا افتاد و در آنجا دیگر هیچی را ندید ، این میشود تجرید شهود ... برگرفته از جلسه۳۴ @serajetohid
هدایت شده از ﷽ 🟠 نورالقرآن 🟠
🌼💜🌼💜🌼 🌸جایگزین های صدقه پیامبر اکرم صلےالله‌علیه‌وآله: بر هر مسلمانی است که صدقه بدهد. عرض شد: کسی که مال چکار کند؟ حضرت فرمودند : 🌼 چیزهای آسیب رسان از ســر راه، صـدقـه است. 🌼 دادن راه به کسی صدقه است. 🌼 بیمــار صدقه است. 🌼 به معروف صدقه است. 🌼 از منکر صدقـه است. 🌼 سـلام دادن صدقه است. 📚 بحارالانوار ، ج ۷۵ ، ص ۵۰ 🌼💜🌼💜💜🌼💜🌼💜🌼
احساسات قابل انتقال هستند، در همدردی و غمگساری ما بخشی از بار و احساس طرف مقابل را می پذیریم تا او سبک شود. در مورد احساسات دیگر نیز همین گونه است. ما در احساسات نیاز به همگساری داریم و باید از احساسات او بگیریم، در خشم پالایش می کنیم، در غم غمگساری، در ترس حمایت و .... به این حالت حمایت عاطفی و درک احساس می گوییم. ما انسان ها از نظر روحی به هم متصل هستیم، احساسات از ما تراوش می کنند  و به احساس دیگران پیوند می خورد. وقتی بچه ای جوجه اش مرده، دچار فقدان و به دنبال آن دچار غم شده و حالا نیاز دارد که این غم را کمک کنند و از شانه اش بردارند تا یاد بگیرد که در غم ها چگونه خودش را کنترل کند که بار بیش از توانش برندارد برای این کار یک فرمول ساده داریم: درک احساس. درک احساس یک رابطه ی عاطفی است، بچه ای که جوجه اش را ازدست داده دچار آسیب عاطفی شده. در درک احساس و رابطه ی عاطفی باید خودتان را هم قد کودک کنید یعنی بنشینید و با او صورت به صورت شوید، نگاه در نگاه. نگاه در رابطه ی عاطفی بسیار مهم است چون تنها عضو انسان است که اصلاً دروغ نمی گوید. به چشم کودک نگاه می کنیم و غم را از او می گیریم «خیلی غصه می خوری، آخ خیلی سخته، جوجه ات مرد وای چه قدر دوستش داشتی خیلی غصه می خوری میدونم» همین کافی است. حتی ممکن است که کمتر از یک دقیقه زمان ببرد ولی با تمام وجود است و کافی است. یک دقیقه دنیا را فراموش می کنیم و سعی می کنیم با تمام وجودمان غم را تجربه کنیم و با نگاهمان و با کلماتی در حد کودک غم را از او می گیریم و فرصت می دهیم که کودک گریه کند حتی شیون کند چون عزادار و سوگوار است و باید عزاداری کند. وقتی عزیزی را از دست می دهیم تمام ذهن ما مختل می شود، تمام تمایلاتمان از بین می رود و دلمان می خواهد که فقط بنشینیم. غم هم برای این است که ما را بنشاند و ما را ترمیم کند.  همین حالت برای کودک هم صادق است؛ جوجه اش مرده یا اسباب بازی اش را گم کرده یا دوچرخه اش را دزدبرده باشد دچار فقدان شده و غم همراه فقدان می آید باید گریه و عزاداری کند. البته کودک خودش کوچک است، غمش هم کوچک است، زمان سوگواری اش هم کوچک خواهد بود. بعد از درک احساس می رویم برای حمایت عاطفی، یک ربع تا بیست دقیقه بعد از گریه و عزاداری دیگه از غم و غصه حرف نمی زنیم بلکه از بازگشت به زندگی با او حرف می زنیم. مثلاً می گوییم وای بابا یک چیز خوشمزه برات خریده بود یادم رفت بهت بدم بیا بریم با هم بخوریم با این کار به او نشان می دهیم که برگرد به زندگی.یا مثلاً من میخوام برم بیرون خرید کنم تو هم میایی بریم. در این حالت می توانیم حتی پیشنهاد خرید یک جوجه ی دیگر بدهیم اما یادآور می شویم که این یکی هم ممکنه بمیره. برای غم جایگزین می دهیم، پالایش و برگشت به زندگی. چون بارها و بارها دچار فقدان می شوی، غمگین شو، عزاداری کن و آرام آرام به زندگی عادی و شادی برگرد. (ادامه دارد...) {قسمت23} [مباحث کودک متعادل] @nooredideh👈کانال تربیتی نوردیده
هدایت شده از علیرضا پناهیان
11.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 گناه های ذهنی! 🔻گناهانی که خدا از آن‌ها نمی‌گذرد .. @Panahian_ir
6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : اهمیت اطعام غدیر 👤 #حجت_الاسلام_حسینی_قمی 💠 @samtekhoda3
17.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : آه حسرت نبی گرامی اسلام ! 👤 #حجت_الاسلام_بهشتی 💠 @samtekhoda3
11.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : آشتی کردن روز عید غدیر 👤 #حجت_الاسلام_بهشتی 💠 @samtekhoda3
مي رسد قصه به آن جا که جهان زيبا شد با جهاز شتران کوه اُحد بر پا شد و از آن آينه با آينه بالا مي رفت دست در دست خودش يک تنه بالا مي رفت تا که از غار حرا بعثت ديگر آرد پيش چشم همه از دامنه بالا مي رفت تا شهادت بدهد عشق ولي الله است پله در پله از آن ماذنه بالا مي رفت پيش چشم همه دست پسر بنت اسد بين دست پسر آمنه بالا مي رفت گفت: اين بار به پايان سفر مي گويم «بارها گفته ام و بار دگر مي گويم» راز خلقت همه پنهان شده در عين علي ست کهکشان ها نخي از وصله ي نعلين علي ست گفت ساقيِ من اين مرد و سبويم دستش بگذاريد که يک شمّه بگويم، دستش هر چه در عالم بالاست تصرف کرده شب معراج به من سيب تعارف کرده گفتني ها همگي گفته شد آن جا اما واژه در واژه شنيدند صدا را اما... سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد آن که فهميد و خودش را به نفهميدن زد مي رود قصه ي ما سوي سرانجام آرام دفتر قصه ورق مي خورد آرام آرام شهر اين بار کمر بسته به انکار علي ريسمان هم گره انداخته در کار علي بگذاريد نگويم که اُحد مي لرزد در و ديوار ازين قصه به خود مي لرزد مي رود قصه ي ما سوي سرانجام آرام دفتر قصه ورق مي خورد آرام آرام مي نويسم که "شب تار سحر مي گردد" ✨يک نفر مانده ازين قوم که برمي گردد✨ سیدحمیدرضا برقعه ای 🌺عید سعید غدیر خم بر همگی مبارک🌺
هدایت شده از مرجع تخصصی طب سنتی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 تراریخته به زبان ساده و مختصر 🔸عزیزان بحث تراریخته را جدی بگیرید که بسیاری از عوارض آن چیزی نیست که اصلا قابل درمان با هر طبی باشد. چون ساختار ژنتیکی آن محصول و دام در انسان و ژن انسان اثر میکند. @GMO_NO
هدایت شده از مرجع تخصصی طب سنتی
10.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انچه از تراریخته نمی دانید این کلیپ رو با دقت ببینید