eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
172 دنبال‌کننده
211 عکس
20 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شب تیره|shab tirhe
سلام، سلام دنبال جایی هستی که درخواستی هارو بزاره؟ خب تبریک میگم پیداش کردی اینجا از همه چی گذاشته میشه از فیلم و عکس تاااا ادیت شخصی فقط کافیه اینـــــــــ https://eitaa.com/darkhastii ـــــجا عضو شی
سلام ازت خوشم میاد وایب خوبی بهم میدی♥️♥️ بگم دخترم 🤣 ❤️‍🩹✨ فداتشم سیسی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قهرمممم پارت11 و 12یکم هیجانی بود کویر کردین بهتون نمیدم🥺😭
میشه پارت بدیی؟؟🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺 ❤️‍🩹✨ ناشناس کویر نشه من پارت نوشتم امادس فقط ناشناس پر شه میدم بهتون🥺✨
هدایت شده از شب تیره|shab tirhe
سلام، سلام دنبال جایی هستی که درخواستی هارو بزاره؟ خب تبریک میگم پیداش کردی اینجا از همه چی گذاشته میشه از فیلم و عکس تاااا ادیت شخصی فقط کافیه اینـــــــــ https://eitaa.com/darkhastii ـــــجا عضو شی
ناراحتی؟! نه من خدا، بهار، جانا، ساناز، زری، یاسینا، محیا، ویان،ریرا وانیا،سحر،لیدا،بهاره رو دارم:) 🤍✨
بریم پارت بدم با نارضایتی ولی خب
11 مکان: خونهی حامی حامی: امین تابلو رو خرید، اما انگار انگار نمیخوایت دل از اون نمایشگاه بکنه، به نفس زنگ زدم و گفتم نفس: سلام، جانم؟ حامی: سلام، خوبی؟ نفس: ممنون حامی: میتونی امشب بیای خونه ام؟ نفس: چ چ چ چی؟ خونه ی تو؟ حامی: اره، مشکلی داره؟ نفس: امممم ن ن نه فقط کی بیام؟ حامی: الان ساعت6بعد از ظهره ساعت 8بیا نفس: اوکی پایان مکالمه ی نفس و حامی مکان: خونه ی نفس نفس: یعنی حامی چیکارم داره؟ چرا باید برم خونه اش؟ اونم شب؟ از استرس دارم میمیرم ای خداااا مکان: خونه ی هانا هانا: اممممم، لیندا لیندا: بله؟ هانا: اممم بنظرت چطور به حامی بگم که جذب من شه لیندا: نمیدونم، شیک و مغرورانه برو هانا: خودم خر نبودم میفهمم اینا رو چطور باهاش حرف بزنم؟ لیندا: نمیدونم هانا: تو چی میدونی؟ ایشششش😑 لیندا: 😐 ... ـ... ــ........ نفس: ساعت 19:30بود پاشدم اماده شدم و رفتم سمت خونه ی حامی حامی در رو برام باز کرد نفس: س س سلام حامی: سلام، چرا اینطور حرف میزنی؟ ازم ترسیدی؟نکنه فکر کردی میخوام خفتت کنم😂 نفس: نه ادامه دارد
دو تا دیگه هم شب میدم