eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
169 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸 106 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
یعنی خدایا میشه امشب بخوابم فردا بیدار شم ببینم آمارم 100تا شدمـ🥺:)
بریم استایلاشونو بزاریم:)
نفس مربوط به پارت 35و36
سارا مربوط به پارت 35و36
نیکا مربوط به پارت 36و35
ماندانا مربوط به پارت 35و36
رادین مربوط به پارت 36
حامی مربوط به پارت 35و36
شروین مربوط به پارت 35و36
امین مربوط به پارت 35و36
37 رادین: خابوندم زیر گوش بردیا خجالت بکش تو خودت ش. ر. ف نداری مگه 😡 مادر نفس: آروم باششش رادین: چطوری؟ بردیا: من که... رادین: هیسسسسس چند ساعت بعد... {پذیرایی ویلای مادر نفس} مادر نفس: از بابت رفتارای رفیقای رادین معذرت حامی: 😒 نفس: 🙂 مادر نفس: خب خوش اومدین نفس: میشه با ما بیای تهران؟ مادر نفس: حتما حامی: خب وسایلتونو جمع کنین راه بیفتیم مادر نفس: الان؟ حامی: فردا مادر نفس: باشه نفس: خب مامان کاری نداری؟ مادر نفس: نه، برین خدا پشت و پناهتون فردا... حامی: هممون پراکنده شدیم توی جنگل های گیلان خیلی قشنگ بود هر کس با اونی که دوسش داشت🙂من هم با نفسم:) نفس: بنظرت برگردیم تهران چی میشه؟ حامی: حرف خاصی در این مورد ندارم، خدا میدونه نفس: الان من هم خانواده دارم، خیلی خوشحالمـ، مرسی که کنارم بودی:) حامی: وظیفه م بود ادمی که ع. اشق باشه هیچ چیز مانعش نمیشه نفس: موافقم حامی: هعییی چی بگم نفس: وایییییی قرار برگردیم حامی: قربون ذوقت😂 نفس: ☺️ حامی: خبببب دیگه داره دیرمون میشهههه، بریم نفس: بریمم {تهران} نفس: وایییی بالاخره رسیدیم نیکا: بالاخره شروین: یه طوری میگن بالخره رسیدیم انگار سی سال اونجا بودیم امین: 🤣 سارا: 🙄 فرید: 😑 حامی: خب حالا من چیبگم که امشب کنسرت دارم🦦 ماندانا: خبب ما دخترا فرق داریمم آرش: 😐 مادر نفس: 😂 رادین: الان ما باید کجا بریم؟ نفس: خونه ی من رادین: خب راه بیفتیم حامی: الان دقیقا داریم چیکار میکنیم؟ رادین: عااا راه میریم امین: 🤣 ادامه دارد..