رمآن در آغوش عشق🌑
به قلمـ رهآ🤍
بآ ژآنر:احسآسی،طنز،عآشقآنه🫀
•••
گندم:من یبار زندگیمو از دست دادم،نمیخوام دوباره از دستش بدم
•••
حامی:نامزد سابقمه
•••
سوگند:واقعا سرطان داره؟
•••
حامی:همین فردا طلاقت میدم
•••
گندم:مگه نگفته بودی همیشه پیشم میمونی ها؟مهم نیست!چون من ازت متنفرم متنفرررر
•••
جانا:همششش نقشه بوددد همشش
•••
دکتر:تسلیت میگم بهتون
•••
گندم:بهترین حس همینه
•••
ادآمشو میخآی؟من میدونم کجآ میتونی ادآمشو بخونی!
اینجآ: https://eitaa.com/Hamim16
#پارت 40
فردا..
مامان نفس: نفس[داد]
نفسسس[داد]
نففففسسس[داد]
نفس: هوم؟
مامان نفس: هومو م. ر. ض
نفس: 😐
مامان نفس: پاشو بریم لباس بخریم عه
نفس: باشههه
مامان نفس: بلند شو عههه
نفس: بله، پاشدم
مامان نفس: پاشو اماده شو بریم خریددد
نفس: هییی خدااا، باش
{پاساژ}
مامان نفس: این لباس خیلی قشنگه
نفس: اره خیلییی🥺
مامان نفس: اینو میخریم
نفس: باشه
{بعد از کلی خرید}
نفس: ماماننن
مامان نفس: هان؟
نفس: چه قدر زود بزرگ شدم🥲
مامان نفس: 😂
نفس: عههع مامان جان 🥲
مامان نفس: باور نمیکنم قراره ازدواج کنی🥲
نفس: منم
مامان نفس: هعییی🥲
{استادیو}
حامی: داشتم واس دو سانس امشب تمرین میکردمـ
حال خوب بود:)
اما اینکه خیلی خوشحال بودم که قراره برم خواستگاری، بالاخره بهش میرسم🙂
آرش: داداش مبارکههه
حامی: چی؟
ارش: دیگه به ما نمیگی؟ 😆
حامی: هنننن؟
ارش: خواستگاری
حامی: 😂
شروین: ایشالا عروسی
حامی: ☺️😂
شروین: عه کو پس؟
حامی: چی؟
شروین: شیرینی
فرید: 🤣
حامی: بزار خواستگاری برسه بعد😂
شروین: 🤣
حامی: هی خدا
شروین: خب نوکرتم، من برمسر ساختمون کار دارم، خیلی وقته سر نزدم
حامی: فدات، اوکی، مراقب خودت باش
شروین: قربونت خدافظ
حامی: 🙃