#پارت 40
فردا..
مامان نفس: نفس[داد]
نفسسس[داد]
نففففسسس[داد]
نفس: هوم؟
مامان نفس: هومو م. ر. ض
نفس: 😐
مامان نفس: پاشو بریم لباس بخریم عه
نفس: باشههه
مامان نفس: بلند شو عههه
نفس: بله، پاشدم
مامان نفس: پاشو اماده شو بریم خریددد
نفس: هییی خدااا، باش
{پاساژ}
مامان نفس: این لباس خیلی قشنگه
نفس: اره خیلییی🥺
مامان نفس: اینو میخریم
نفس: باشه
{بعد از کلی خرید}
نفس: ماماننن
مامان نفس: هان؟
نفس: چه قدر زود بزرگ شدم🥲
مامان نفس: 😂
نفس: عههع مامان جان 🥲
مامان نفس: باور نمیکنم قراره ازدواج کنی🥲
نفس: منم
مامان نفس: هعییی🥲
{استادیو}
حامی: داشتم واس دو سانس امشب تمرین میکردمـ
حال خوب بود:)
اما اینکه خیلی خوشحال بودم که قراره برم خواستگاری، بالاخره بهش میرسم🙂
آرش: داداش مبارکههه
حامی: چی؟
ارش: دیگه به ما نمیگی؟ 😆
حامی: هنننن؟
ارش: خواستگاری
حامی: 😂
شروین: ایشالا عروسی
حامی: ☺️😂
شروین: عه کو پس؟
حامی: چی؟
شروین: شیرینی
فرید: 🤣
حامی: بزار خواستگاری برسه بعد😂
شروین: 🤣
حامی: هی خدا
شروین: خب نوکرتم، من برمسر ساختمون کار دارم، خیلی وقته سر نزدم
حامی: فدات، اوکی، مراقب خودت باش
شروین: قربونت خدافظ
حامی: 🙃
#پارت 41
جانا: دلم واست تنگ میشه 🥺😭
حامی : بمیرم، منم🙂🥺
جانا: 🫂
حامی: 🫂
جانا: ما رو که فراموش نمیکنی؟
حامی: تو فراموش نشدنی🙂
جانا: 🙂
لیلا: به به 😂
حامی: عه مامان
لیلا: 😂
جانا: 🤧
حامی: 🥲
جانا: تو دلیل من برای بودنی من دلیل تو:)
حامی: موزیکای منو میخونی😂چه صدایی هم داری😂
جانا: ب. ی ادب، محبتم بهت نیومده😒
حامی: 🤣🤣
جانا: 😂
{خونه ی نفس}
نفس: هییییی
رادین: هییییی
نفس:{سرفه}
رادین:{سرفه}
نفس: 😐
رادین: ها؟؟
نفس: زهر. مار عه
رادین: چیه؟؟
نفس: ادا منو در میاری؟
رادین: تو خودت ادایی🤣🤣
نفس: ب. ی. ش. عور حیوون😒
رادین: 🤣
نفس: خاک تو سرت کنن
رادین: چرا؟ 😂
نفس: آدم با خواهرش اینطور رفتار میکنه؟ 😒
رادین: اممم نه، میره کتکش میزنه🤣
نفس:😒
رادین: 🤣🤣
مژگان: بچه هااا
نفس: جانم؟
رادین: جان؟
{نکته: مژگان نام مادر نفس و رادین میباشد}
مژگان: چیکارمیکنین؟
نفس: اذیت
مژگان: 😳
رادین: اره اذیت
مژگان: 😐
رادین: 🤣🤣
رادین: نفسسس
نفس: هاننن؟
رادین: شماره ی حامی رو داری؟
نفس: واس چیته؟
رادین: به تو چه
نفس: بهت نمیدم
رادین: یواشکی گوشیش رو برداشتم رمز رو زدم{رمز رو بلد بودم🤓}
رادین: دیدم سیوش کرده
Mo ferfery man🤓
رادین: شمارشو برداشتم، زدم زیر خنده🤣
نفس: عههه گوشی من دست تو چیکار میکنه؟
رادین: خاستم شماره ی فرفریتو بردارم🤣
نفس: فاقد شعور😐
رادین: 🤣🤣
برو به فرفریت فک کن🤣
نفس: میزنم تو دهنت هااا
رادین: 🤣
{استودیو}
حامی: برگشتم استودیو تا دوباره تمرین کنم، آخر تمرینم بود داشتم اینهمه آدمو میخوندم که گوشیم زنگ خورد
حامی: برو با همه خوبی و بدیات مید...
گوشی زنگ خورد
حامی: عه ناشناسه، بزار بعد تمرین جوابشو میدم
{بعد تمرین}
حامی: زنگ زدم به شماره
حامی: الو
رادین: الو سلام😂
حامی: شما؟
رادین: 😐رادینم
حامی: عههه، سلامممم
رادین: 🤓
حامی: چه خبر داداش؟
رادین: هیچ سلامتی، بد موقع مزاحم نشدم؟
حامی: نه شما مراحمی
{پایان مکالمه ی طولانی}
فرید: 😒
حامی: چیشده؟
فرید: 😒
حامی: 😐
فرید: با یکی دیگه صمیمی میشی، خجالت بکش
حامی: 😂
فرید: م. ر. ض
حامی: بابا رادین بود، داداش نفس
فرید: کر نبودم شنیدم رادین رادین و داداش، داداشو
حامی: 😂بابا میگم که داداش نفس بود
فرید: هر کی بود بود، نباید به غیر از من با کسی زیاد صمیمی شی
حامی: 😑 چشم، ولی خواهر نفس، چیزه یعنی داداش نغس بود🤣
فرید: 🤣🤣🤣🤣🤣
حامی: ببین آدمو قاطی میکنی عه😂
فرید: خواهرش اسمش رادینه؟ 🤣
حامی: 😂
ادامه دارد
وَ دیگه رِسیدیم بِه لینکِ چَنل این خوشگِل خآنوم💆🏻♀✨
چنل دخترمون که با پست های پاستیلیش تو ایتا غوغا کرده🌝🍓
https://eitaa.com/joinchat/3019114007Ce5f88fbc6e
" هیلماه " همون چنلی که زمان استراحتم و کلش صرف دیدنش میکنم😌☕️💅🏻